الیوم این وبلاگ به وردپرس منتقل شد.
مملکته به قرعان.
پ.ن:کاری ندارم که منصور واقعاْ افغانی آن هم از نوع هزاره اش هست یا خیر،فقط خواستم بگویم که بودا با آوردن نام منصور آن هم با این تعاریف کل مقاله را مردار کرد.
جملات بالا را محمد سرور جوادی نماینده بامیان در دور اول مجلس در فیسبوک نوشته است.جوادییی که با بهزاد راه خودشان را در پارلمان از احزاب سنتی هزاره جدا کردند و مجمع راه نو را راه انداختند و همچنین در انتخابات ریاست جمهوری پارسال از عبدالله حمایت کردند.
دیگر خودتان ببنید که چه مرده ای است که مرده شور هم برایش گریه میکند.
۲-یکی دیگر از بزرگان هم نقل میکرد که روزی پیش کرزی نشسته بودیم که سفیر ایران ( آن زمان محمد رضا بهرامی سفیر ایران در کابل بود ) آمد و چون جلسه غیر رسمی بود ما هم بودیم.سفیر وقت برآمدن مبلغ یک ملیون دالر نقد به کرزی داد و کرزی هم فوری آن پول را به وزرات مالیه حواله کرد.بعد کرزی با خنده به سفیر گفت:" از این پولها به این آقایان ( بزرگانی که در آن جلسه هم بودند ) هم بدهید." سفیر هم گفت: " در خدمت این دوستان هم هستیم."
می خواهم بگویم که این پول دادنها و پول گرفتنها کاملاْ طبیعی است.حالا چه خود کرزی بگیرد چه رئیس دفترش.چه داخل هواپیما باشد چه داخل دفتر رئیس جمهور.چه یورو باشد و چه دالر.
نیویورک تایمز: دستیار کرزی از ایران پول میگیرد
کرزی دریافت پول نقد از ایران را تایید کرد
معمولاْ در همه جای دنیا مردم پایتخت یک کشور سطح شعور و فرهنگ بالاتری نسبت به سایر شهرها دارند.مخصوصاْ در کشورهای جهان سوم این تفاوت به خوبی قابل مشاهده است.دلیل عمده اش هم تمرکز رسانه ها و نشریات و نهادهای مدنی و... در پایتخت می باشد.همین شعور بالاتر باعث می شود که کابلی ها به کسی مثل حاجی رمضان و رجب علی محتشمی ( رجب بوله ) و حاجی واسع و حاجی غافل رای ندهند ولی در مزار احمد شاه رمضان و عباس ابراهیم زاده ( عباس دالر ) مقام اول و دوم را کسب کنند. پیام این بیلاخ بزرگی که مردم به تجاری که هوای قدرت به سرشان زده بود ( حداقل در کابل ) این بود که: " آقای تاجر پولدار بی سواد، پولتو بردار ببر لب کوزه آبشو بخور."
حالا شده حکایت این نویسنده ها و کامنت گذاران جمهوری سکوت.طرف ( حالا هرکی ) میره یه مقاله مینویسه ( حالا راجع به هر موضوعی ) و میده جمهوری سکوت هم منتشر میکنه.حالا منتظره که بازخوردهای مقاله یا نوشته یا گزارشش رو بخونه،اونوقت میان براش کامنت میذارن: " چیطور هستی بیرار؟دیده نموشی! " یا قبل از کامنتی که میخواد بذاره ( که البته اونم در حد یک مقاله هست ) اول در حد ده خط شروع میکنه از نویسنده تعریف کردن که شما فریاد رسای ملت و قوم هستید و فلان و بهمان.درکل آدمای جالبین.
پ.ن: کلاْ عرض کردم.
یکی از دوستان در کامنتی گفته است که ما به جای اینکه ببینیم مردم به چه کسانی رای داده اند باید ببینیم به چه کسانی رای نداده اند.البته تا حدی با این حرف موافقم ولی به صورت قطعی آن را تایید نمیکنم.همان طور که رای ندادن مردم به برخی افراد مانند حاجی رمضان و انجنیر عباس ( البته باز هم تاکید می کنم که هنوز هیچ چیز قطعی نیست و چه بسا این دو به پارلمان را پیدا کنند ) را باید در جای خودش تحلیل کرد و حداقل رای نیاوردن حاجی رمضان را نشانه شعور مردم دانست، نباید از رای آوردن جعفر مهدوی در کابل و اسدالله سعادتی در دایکندی غافل شد.کسانی که شانس پیروزی کمتری داشتند ولی اینک می بینیم که نامشان در لیست وکلای منتخب هست.حالا کاری به نفر اول بودن ناهید احمدی فرید در هرات در بین زنان ندارم که شاید بشود ایشان را هم از قماش همین سعادتی و مهدوی دانست و یا کبری مروجی در دایکندی.
پ.ن: فکر می کنم این خانم ربابه درویش که نامش در بین زنان پیروز در کابل دیده می شود هم هزاره باشد.البته اگر آنی که من می شناسم باشد!