۲-یک نفر برایم نظر گذاشته و آدرس وبلاگ جدید جعفر عطایی را نوشته است.امیدوارم که این مطالب نوشته های خود جعفر نباشد .اگر خدای ناکرده نویسنده اش واقعا جعفر است برای او متاسف هستم.یک بار در کابل احمد عطایی را که تازه از دانمارک آمده بود در دفتر حزب دیدم.نمی دانست که من نویسنده دیالوگ۳ هستم و می گفت که جعفر عطایی یک برنامه دارد که بوسیله آن می تواند بفهمد که نویسنده یک وبلاگ وبلاگش را از کجا به روز می کند.ایشان طبق این برنامه دریافته بود که نویسنده دیالوگ ۳ یعنی عمار(بنده)شخصی هستم به نام آشور و از دانمارک می نویسم که برایم بسیار جالب یود.
۳-پارسال استاد محقق یک مهمانی داشت که من هم حضور داشتم.پسری ۱۴ یا ۱۵ ساله به نام خنجری بود که مجلس را می چرخاند.تعریف می کرد که چگونه کارمندان کمیسیون انتخابات را بازی داده است و توانسته کارت رای دهی بگیرد.واقعا با حرفهایی که میزد همه را سرگرم کرده بود.مثل اینکه پدر و مادرش فوت کرده بودند و استاد محقق سرپرستی اش را بر عهده گرفته بود.
۱-بعد از ولسی جرگه حالا نوبت مشرانو جرگه است.طبق قانون رئیس جمهور می تواند یک سوم اعضای مشرانو جرگه یا سنا را انتصاب کند.طبق شنیده ها از میان مردم هزاره انتصاب استاد عرفانی یکاولنگی و حاجی سلیمان یاری قطعی شده است. آقای فیاض ارزگانی هم شانی بالایی برای این منظور دارد.استاد بلاغی هم نامش کم و بیش شنیده می شود.
۲-عید فطر به عنوان یکی از مهمترین اعیاد مسلمین جهان می باشد که در اکثر کشورهای مسلمان به مناسبت این عید حداقل ۳ روز را تعطیل اعلام می کنند ولی در ایران نمی دانم چرا تنها یک روز تعطیل است؟آن وقت اینها ادعا می کنند که ام القرای جهان اسلام هستند و ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده است.
۳-نا آرامی های اخیر پاریس و خشم جوانان مهاجر و مسلمان از پلیس این کشور وارد دهمین روز خود شد.هر شب در پاریس و حتی دیگر شهرها تظاهرات و موتر آتش زدن جریان دارد ولی رسانه هایی مثل بی بی سی یک طوری اخبار مربوط به این وقایع را پوشش می دهند که انگار پاریس در امن و امان است.و فقط چند جوان بیکار و اوباش این کارها را انجام می دهند .حال فرض کنید اگر این حادثه در ایران اتفاق می افتاد آن وقت رسانه های دنیا نام انقلاب بر روی آن می گذاشتند.
خداحافظ

عید سعید فطر را خدمت همه هوطنان عزیز
تبریک می گویم.
ولایت بامیان:
۱-محمد اکبری:رهبر حزب وحدت اسلامی و ملی افغانستان.یکی از سران جبهه تفاهم ملی.در پارلمان با محقق هماهنگ خواهد بود و رو در روی دولت قرار می گیرد.پیروزی اش در بامیان بر همگان مسجل بود.از ولسوالی ورس این ولایت است مثل دو وکیل دیگر بامیان.از قرار شنیده ها محقق در جریان کمپاین انتخاباتی اکبری پول کمی به او کمک کرده است که از این بابت کمی دلخور است.در این روز ها روزنامه ها و خبرگزاری های مختلف او را در زمره افراد طالب راه یافته به پارلمان قلمداد می کنند.حتی می گویند موتری که او در حال استفاده از آن می باشد از زمان طالبان برای او باقی مانده است.کسی که تماشاگر قتل عام بیش از سیصد نفر در یکاولنگ در زمان طالبان بود.
۲-فکوری بهشتی:در پارلمان جز هواداران دولت خواهد بود چرا که پیروزی اش را مدیون انها است.یکی از کاندیداهایی بود که کارو تلاش زیاد کرده بود.عده ای پیروز یاش را باور نمی کردند و می گفتند حتما تقلب کرده است ولی عده دیگری می گفتند حقش بود انتخاب شود.او هم از ولسوالی ورس است.
۳-سرور جوادی:مدیر مسئول نشریه وزین مشارکت ملی.کسی که با رای آوردن خود در بامیان ثابت کرد با بعضی از روشنفکرهای غرب گرا و خود فروخته تفاوت های زیادی دارد.بسیار بی پروا در مشارکت می نویسد و امیدواریم در پارلمان هم بتواند بی پروا از حقوق مردم دفاع کند.این روزها صحبتهایی مبنی بر تلاش محقق برای کشاندن او به تیم خودش شنیده می شود که با پاسخ منفی جوادی روبرو شده است.
۴-صفورا ایلخانی:شناختی از او ندارم.فقط می دانم خواهر قومندان امنیه ولایت بامیان جنرال غلامعلی وحدت می باشد و در پارلمان در صف هوادار دولت می ایستد.
ولایت دایکندی:
۱-حاجی نصرالله صادقی:از نفرات مخصوص مصطفی کاظمی که اگر مصطفی اعتمادی در دقایق اخر رد صلاحیت نمی شد الآن نفر دوم بود.بیشتر تبلیغاتش روی نام پدرش بود.از احساسات مردم کمال استفاده را برد .
۲-محمد علی ستیغ:دانشجوی جوانی که روش بشر دوست را برای کمپاین برگزیده بود.دانشجویان جوانی که برای تبلیغ از او به دایکندی رفته بودند توانستند ۱۲۰۰۰ رای برای او جمع کنند.از ولسوالی شهرستان است. هیچ کس گمان نمی کرد بتواند موفق شود.بعضی ها می گویند پوسترهایش را محقق چاپ کرده بود ولی عده ای دیگر می گویند اصلا پوستری نداشت که کسی بخواهد چاپ کند.
۳-محمد نور اکبری:برادر والی دایکندی که با سو استفاده از امکانات ولایت توانست به پارلمان راه پیدا کند.در توطئه ای که برادرش چید مصطفی اعتمادی رد صلاحیت شد تا او بتواند به پارلمان برود.مردم تا پارسال حتی نامش را نشنیده بودند .می گویند در بعضی از مناطق علنا هر رای را به مبلغ ۱۰۰۰ افغانی خریده بود.
۴-شیرین محسنی:همسر جنرال عارف حسین داوری .قومندان امنیه سابق ولسوالی شهرستان.مخالفینش تلاش زیادی به خرج دادند با بتوانند او را در ردصلاحیت کنند ولی نتوانستند.یک رای بسیار بالا آورد در حدود ۸۰۰۰ رای که در بین زنان هزاره راه یافته صاحب رکورد است که نشان از محبوبیت بالای او در بین مردم دارد.
۱-ایشان گفته اند استاد خلیلی به عنوان رهبر حزب و هفته نامه مشارکت به عنوان ارگان نشراتی حزب خود را پرچمدار عقلانیت در افغانستان خوانده اند و محقق و اذناب ایشان مظهر تباهی هستند.در اینکه استا محقق مظهر فلاکت امروز جامعه هزاره می باشد هیچ شکی ندارم. محقق با کاندیداتوری احمقانه پارسال خود ثابت کرد که هنوز انقدر فهم و شعور سیاسی ندارد که مصالح قوم را تشخیص دهد.دنیای سیاست دنیای معامله و بده بستان است که استاد خلیلی با درک این موضوع همیشه به عنوان رهبر مردم منافع قوم را در نظر گرفته و معامله می کند.وقتی این کار از نظر چند جوان احساساتی برچی مذموم شمرده شود چندان مهم نیست.محقق عادت بسیار بدی که دارد این است که مثل قوم بنی اسرائیل عادت به نق زدن و بهانه گرفتن دارد.وقتی پارسال استاد خلیلی با زحمات فراوان توانست شاروالی را مجبور به عریض کردن جاده برچی کند این محقق بود که با کمال وقاحت این کار را به نام خود تمام کرد و مردم از همه چیز بی خبر باز هم در جهل ماندند.استاد خلیلی در شان خود نمی بیند هر روز در برچی سخنرانی و قیل و قال راه بیندازد.
۲-ایشان قوم هزاره را معادل تمام جامعه افغانستان دانسته و محقق را محبوب این جامعه.چیزی که واضح است رای ۵۴ فیصدی کرزی و تیم همراهش است که یک رای تمام ملی است.یا محقق هم می تواند ادعا کند که یک شخصیت ملی است؟بهتر است که ایشان دیگر کاری به کاری اقای جوادی هم نداشته باشد چرا که ایشان با رای آوردن خود در دل هزاره جات ثابت کرد که اندیشه هایش مقبول مردم آن دیار است.و امروز محقق با لهلهه زدن برای آوردن جوادی در تیم خود او را دعوت به هماهنگی در پارلمان می کند.
۳-کمال بی شرمی است که محقق را محبوب ترین چهره کابل بدانیم.اولا در اشفته بازار تقلب در کابل که بر همگان روشن است اینکه واقعا چه کسانی رای واقعی دارند تشخیصش مشکل است.دوما ۹۰ صندوق در پغمان که پایگاه اصلی سیاف بوده است شمارش نشده است.سوما محقق سر و ته ۱۴ درصد رای را از آن خود کرده است که خدا می داند چقدرش واقعی و چقدرش تقلبی است .این یعنی اینکه محقق مورد قبول ۸۶ درصد مردم نیست.
۴-به هر حال اینک استاد خلیلی در صدارت و محقق در پارلمان.خواهیم دید که چه کسی بیشتر مصدر خدمت خواهد بود برای مردم.
۱-استاد محقق:کسی که پیروزی اش بر همگان مسجل بود ولی هیچ کس نفر اول شدنش را پیش بینی نمی کرد.استاد محقق از سه کاندید دیگر هم حمایت می کرد که آیت الله پروانی و غلامحسین ناصری و فاطمه نظری بودند که به جز آخری همه شکست خوردند.همگان رای محقق را در حدود دویست هزار می دانستند ولی من می گفتم حداکثر شصت هزار رای می آورد.که پیش بینی ام تا حدودی درست بود.تبلیغات ایشان از هفته دوم شروع شد و روز به روز بیشتر شد.بیلبوردها و پوسترهای مختلفی از خود چاپ کرده بود که در مناطق غرب کابل زیاد دیده می شد.مصارف انتخاباتی اش را هم مثل همیشه هند متقبل شده بود.بر خلاف گفته اش که گفته سایر اقوام هم به من رای داده اند من معتقدم صد فیصد رایش متعلق به قوم هزاره است.البته کسی که ادعای رهبری قوم را دارد باید در اطرافیانش کمی تجدید نظر کند.کسی که مشاور ارشدش حاجی خلیل است به درد رهبری نمی خورد.نشریه جمهوریت به صورت بسیار غلو شده ای به تبلیغ از ایشان می پرداخت.
۲-رمضان بشردوست:بدون هیچ گونه مصرفی از جیب خودش به پارلمان راه پیدا کرد.سر و ته مصارفش کرایه یک موتر دینا بود که از این گوشه شهر به آن گوشه شهر می رفت.بر خلاف عده ای که می گویند رای او فراقومی است معتقدم اکثر رای دهندگان به بشر دوست از قوم هزاره هستند.البته بعضی از کارهایش بیشتر جنبه دیوانگی دارد در فضای امروز افغانستان.و دلیل رای آوردنش هم همین بود چرا که دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.
۳-سید مصطفی کاظمی:کارش شده بود کمک های دالری به مساجد برچی و کمپیوتر تحفه دادن به کورس های مختلف و تعمیر سرکهای خراب.به گفته بعضی از نزدیکانش مصارف انتخاباتی اش بالغ بر یک ملیون دالر شده است.در بیلبوردهایی که چاپ کرده بود گفته بود :پارلمانی می خواهیم حساب گیر و حساب ده.بهتر است خودشان اول حساب بدهند مصارف یک ملیون دالری خود را از کجا بدست آورده اند.اقتدار ملی که در هفته آخر به صورت روزانه منتشر می شد به طور غلو شده ای به تبلیغ از ایشان می پرداخت.من خودم در یکی از سخنرانی هایش در چنداول شاهد بودم که چیزی کمتر از صد نفر آمده بود ولی اقتدار نوشته بود که در جمع هزاران نفر که بسیار خنده ام گرفت.این روزها هم بحث پرداخت رشوه بیست هزار دالری اش به مسئولین شمارش آرا را همه می دانند.
۴-عالمی بلخی:هیچ کس فکر نمی کرد بتواند به پارلمان راه پیدا کند ولی با هزار دوز و کلکی که بلد بود توانست به این خواسته اش جامه عمل بپوشاند.تبلیغاتش در حد صفر بود ولی رای آوردن در تبلیغات خلاصه نمی شود.در جلسات صحبت هایی مبنی بر پرداخت رشوه از سوی او شنیده می شود.
۵-انجنیر عباس:کاندید متمولی که توانست با خرج بیش از سه و نیم لک دالر به پارلمان راه پیدا کند.عکس ها و بیلبوردهای زیادی با ژست های مسخره ای چاپ کرده بود.حتما آن عده که رای خود را به نام او به صندوقها انداختند خونشان را هدر نداده اند.درگیری لفظی اش با مصطفی کاظمی بیشتر به سود محقق تمام شد.به هر حال امیدوایم که این همه خون مردم را ایشان به هدر ندهند.
۶-محمد ابراهیم قاسمی:کاندید که عمرش را در کانادا سپری کرده بود و صرف برای کاندیداتوری به کابل آمده بود.حاجی رمضان خانه اش در قلعه ناظر را ستاد انتخاباتی اش قرار داده بود.در بروشورهایی که چاپ کرده بود وعده های زیادی به مردم داده بود مبنی بر آباد کردن یک شبه برچی.مصارف انتخاباتی اش را هم اکثرا حاجی رمضان متقبل شده بود.
۷-محمد اسماعیل صفدری:تنها کاندید حزب وحدت که توانست از کابل به پارلمان راه پیدا کند.خیلی ها پیروزی اش را بیشتر به یک شوخی شبیه می دانستند ولی من احتمال پیروزی اش را زیاد می دانستم.برای مصارف انتخاباتی اش قطعه زمین خود را در شهرک امید سبز فروخته بود.تنها ۴۰۰۰ پوستر چاپ کرده بود.یک کاست دمبوره هم که خودش شعرش را گفته بود ضبط کرده بود.شعارش:استبداد٬نه.عدالت٬آری .بود.خودش می گفت من رای می آورم چرا که در روز رای گیری ناظران من در پای صندوقها زیاد بودند و تقلب کرده اند.
۸-محمد باقر شیخ زاده:امام جماعت جعفریه چنداول.کسی که از نظر مشی سیاسی بی طرف است.شعارش(رای شما امانت است.امانت را به اهلش بسپارید)بود.و حتما اهلش بوده که مردم امانتشان را به او سپرده اند.
۹-فاطمه نظری:تنها نماینده زن هزاره که موفقش شد از کابل به پارلمان راه پیدا کند.مورد حمایت استاد محقق بود.در پوسترهایی که چاپ کرده بود عکس حرم حضرت معصومه را هم چاپ کرده بود و نوشته بود به کمک دوستداران حضرت معصومه.شاید دوستدارن حضرت معصومه به او رای دادند که موفق شد ردای وکالت بر تن کند.

فرارسیدن سالروز شهادت امام علی(ع)تسلیت باد.
