تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

ع.و.هزاره

مظلومترین و بدبخت ترین ملت و کشور در دنیا قطعا افغانستان است.کشوری که هم از لحاظ توسعه اقتصادی و هم از لحاظ توسعه انسانی در پایین ترین سطح قرار دارد.افغانستان از نظر ویژگیهای محیطی و طبیعی تا حدودی شبیه به کشور سوئیس است.هر دو کشور به دریا و آبهای آزاد دسترسی ندارند.۷۰٪ از سطح هر دو کشور را کوههای جوان و مرتفع تشکیل می دهد.در هر دو کشور رودهای پر آب شکل می گیرد و از کشور خارج می شود.در افغانستان برای هر نفر۴٪هکتار زمین کشاورزی وجود دارد که این آمار در مورد کشور سوئیس ۰۴٪ هکتر زمین برای هر نفر است.در افغانستان معادن غنی گاز و آهن و زغال سنگ موجود می باشد ولی در سوئیس تنها معادن محدود و اندک آهن و روی وجود دارد.آب و هوای افغانستان در زمستان سرد و مرطوب و در تابستان گرم و خشک است.ولی در سوئیس زمستان سرد و مرطوب وتابستان معتدل و نیمه مرطوب است.

از نظر ویژگیهای سیاسی و اجتماعی که فرق سوئیس و افغانستان از زمین تا آسمان است.در هر دو کشور تنوع قومی وجود دارد. در افغانستان اقوام پشتو و تاجیک و هزاره و ازبک چهار قوم بزرگ کشور را تشکیل می دهد.و در سوئیس هم اقوام رُمانش و آلمانی و فرانسوی.تراکم نسبی جمعیت در افغانستان در افغانستان ۳۲ نفر است ولی در سوئیس ۱۵۲ نفر است.نرخ رشد جمعیت در افغانستان ۶/۲ درصد است ولی در سوئیس صفر است.جمعیت باسواد افغانستان ۱۲٪است ولی جمعیت باسواد کشور سوئیس ۱۰۰ ٪است.در افغانستان حکومتی تمرکز گرا حاکم است.ولی در سوئیس حکومتی فدرال.در افغانستان احزاب محدود و تقریبا غیر فعال.ولی در سوئیس فعالیت بسیار وسیع احزاب سیاسی.

از نظر ویژگیهای اقتصادی و رفاهی هم وضع گریه آور است.در آمد سالیانه برای هر نفر در افغانستان کمتر از ۳۰۰ دالر است.ولی در آمد سالیانه سوئیسیها برای هر نفر بالاتر از ۳۵۰۰۰ دالر است.متوسط امید به زندگی در افغانستان ۴۰ سال است .ولی متوسط امید به زندگی در سوئیس بالای ۸۰ سال است.افغانستان راه آهن ندارد.ولی در سوئیس به ازای هر ۶ کیلومتر مربع یک کیلومتر راه آهن وجود دارد.در افغانستان برای هر ۷۰۰۰ نفر یک تخت بیمارستانی وجود دارد .ولی در سوئیس به ازای هر ۷۰ نفر یک تخت بیمارستانی وجود دارد.

اینهار ا که نوشتم فقط محض اطلاع بود و این که در کجای جهان قرار داریم.و یک سوال:با این وضعی که افغانستان دارد و با این سرعتی که ما به سوی پیشرفت حرکت می کنیم چه وقت به سوئیس خواهیم رسید؟۱سال؟۱۰ سال؟۱۰۰ سال؟و یا هرگز نخواهیم رسید؟

+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1384ساعت 3:38 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

عیدولایت مبارک

عید غدیر خم بر همگان مبارک باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 2:53 PM  توسط ع.و.هزاره 

دیروز قرار بود کرزی برای شرکت در اجلاس سه جانبه که سران کشورهای فارسی زبان در آن حضور داشتند به تهران برود که گویا به دلیل نامساعد بودن هوا و آنچه آن را مشکلات فنی و تکنیکی خواندند این سفر لغو شد.بسیار ساده انگاری است که بپذیریم دلایل لغو این سفر چیزهایی بود که گفته شد.همانطور که تحلیلگران وسایتهای خبری و بی بی سی هم نوشته کرده اند کرزی به دلیل سفارش غربیها از رفتن به ایران سر باز زده است.و دلیل آورده که به خاطر در پیش بودن اجلاس لندن و مصروفیت در این زمینه فعلا نمی توانم به ایران بروم.گذشته از اینکه برای رئیس جمهور یک کشور مسلمان نهایت ذلت است که تمام تصمیماتش را بر اساس رهنمودهای کشورهای غربی می گیرد این سوال مطرح می شود که آیا رفتن به ایران به نفع افغانستان بود یا خیر؟غربیها برای منزوی کردن ایران در شرایط کنونی دست به هر کاری مزنند.از لغو سفر مقامات خارجی به این کشور (تحریم دیپلماتیک)بگیر تا احتمال حذف ایران از جام جهانی.ولی جای سوال دارد که چرا کرزی در این ماجرا بازیچه دست غرب شده است؟اگر مشکلی است مشکل غرب و اروپا با ایران است نه مشکل ایران با افغانستان.نمی دانم کرزی برای چه حاضر به این خوشخدمتی ها برای اروپایی ها شده است؟کرزی باید این را بفهمد که رابطه  افغانستان با ایران یک رابطه حیاتی و مهم است.زیرا دو کشور علاوه بر این که همسایه هستند در بسیاری از زمینه ها دارای مشترکات زیادی هستند.غربیها که عاشق چشم و ابروی افغانیها نشده اند .فردا تمام این غربیهایی که امروز کرزی برایشان خوش خدمتی می کند از افغانستان می روند و به قول معروف "علی می ماند و حوضش"افغانستان می ماند و کشورهای همسایه که اگر امروز آنها را برنجاند قطعا فردا برای جبران دیر خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 11:58 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

در حاشیه ائتلاف استاد محقق با سیاف مطالب زیادی نوشته شد و نظرات زیادی هم به ثبت رسید.ولی آنچه در این بین جلب توجه می کند کسانی هستند که می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند.در بخش نظرات این وبلاگ و همچنین دردهای دلم خیلی ها هستند که مشغول مته به خشخاش گذاشتن هستند.کسانی که با سواستفاده از ناشناخته بودن در دنیای اینترنت بعضا با نامهای مستعار عقده های دل خود را می گفتند.یک بار بیایید واقع بینانه نگاه کنیم.در افغانستان ۴ قوم بزرگ وجود دارند.پشتو.تاجیک.هزاره و ازبک.اما متاسفانه به غیر از هزاره ها مردم هیچ قوم دیگری علیه رهبرشان نتاخته اند.آنان نه تنها به رهبر انشان بی احترامی نکرده اند بلکه در مواقع لزوم پشت سر آنان نیز ایستاده اند.ولی هزاره ها رهبرانشان را یک روز گلباران و روز دیگر سنگ باران می کنند.روزی او را به عرش می برند و روز دیگر او را به فرش می کوبند.آیا این چنین کارهایی باعث سربلندی نام هزاره می شود؟آیا کسانی که بحث های بی فایده و عبث را مطرح می کنند واقعا دلشان به حال مردم سوخته است؟حاضرم قسم بخورم که:نه.در دنیا روزانه این همه اتفاق می افتد .چرا گیر داده اید به ائتلاف دو سیاستمدار؟مگر وکیل مدافع مردم شما هستید؟مردم خودشان بهتر می فهمند که چه کاری صحیح است و چه کاری اشتباه.پس خواهشا دیگر به این بحث های بیهوده دامن نزنید و آب را بیشتر از اینی که هست گل آلود نکنید.و برای سربلندی نام هزاره تلاش کنیم که هزاره رهبرش کسی مثل شهید مزاری(ره)بود.

در ضمن از این به بعد نظرات غیر مرتبط با مطلب نوشته شده از جانب هر کسی که باشد برای نمایش در وبلاگ تایید نخواهد شد و حذف می شود.

+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 11:10 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

یکی از اقسام سفسطه و مغالطه "تکذیب و یا تخطئه گوینده "است.یعنی به جای اینکه ببینند که طرف چه حرفی زده است به شخصیت او توجه می کنند.اخیراعطایی به قول خودش در یک افشاگری توانسته هویت واقعی ن.رهگذر که نویسنده وبلاگ فانوس را شناسایی کند و به مردم معرفی کند.جای سوال دارد که چرا به جای اینکه توجه کند ن.رهگذر چه گفته و مقصدش چیست به این پرداخته که او فرزند کیست و در کجا ساکن است.چرا جوابی برای سخنان محقق در حیاط خانه اش نمی نویسد که در نهایت ذلت و خاری صدای کرزی را برای مردم از طریق بلندگو پخش می کند؟جواب این سوال بسیار واضح و روشن است."زیرا آنها جوابی ندارند"برای همین به مغالطه روی آورده اند.من بسیار خطرناک می بینم این تقدسی که اینها دارند به محقق می بخشند و کارهای او را همگی بدون استثنا خوب و در راستای منافع مردم ارزیابی می کنند.آیا پارسال محقق حرکت قومی انجام داد یا حرکت ملی؟اگر حرکت ملی انجام داد پس به غیر از تعدادی از هزاره ها به او کسی رای نداد؟و اگر حرکت قومی انجام داد پس چرا تا آخر حرکتش را ادامه نمی دهد؟پای تلفن در نهایت ذلت و خاری می گوید:"رئیس صاحب!!!کار ملی اخیر را برای مردم می گویم"آیا این نهایت پستی و زبونی نیست؟اگر این کار ملی است پس چرا پارسال لج کردی و منافع مردم را به باد دادی؟آیا اگر پارسال انصراف می دادی و به وزارت راضی می شدی سنگین تر بود یا امسال که در نهایت خاری از کرزی خواهش کنی تو را به کابینه ببرد؟آن هم معلوم نیست که کرزی خواسته ات را اجابت کند یا نه.بهتر است که محقق و هواداران مغالطه گرش کلمه "خجالت"را هم به دایره واژگان خویش بیفزایند.

+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 6:24 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

همه انسانها هر کاری که انجام می دهند آن را حق می پندارند و بر آن تاکید می کنند و هر کسی که در مخالفت با آن کار سخنی بگوید او را به باطل بودن متهم می کنند.گاهی وقتها با خودم فکر می کنم:"خوب.جنگی در اوایل دهه هفتاد خورشیدی در کابل بین گروههای مجاهدین در گرفت.در این جنگ همه شریک بودند.(حزب وحدت اسلامی .جمعیت اسلامی.حزب اسلامی.اتحاد اسلامی و ...)کاری به این ندارم که چه کسی جنگ را شروع کرد و چه کسی در مقام دفاع بر آمد.این خاصیت جنگ است که یک نفر آغاز کننده اش باشد و دیگری مدافع.ما همیشه می گوییم:ما آغاز گر جنگهای غرب کابل نبودیم و به ما حمله شد و ما هم دفاع کردیم."آیا این حرف صحیحی است؟ظاهرا بله.این حرف حرف منظقی است.ولی اگر ما چیزی از جنگ شنیده ایم تنها از اطرافیان خود شنیده ایم و اگر دیده ایم با یک دید قومی دیده ایم.شاید جمعیتی ها و سیافی ها هم همین حرف ما را بزنند.همان طور که پارسال در انتخابات ریاست جمهوری محقق نمی توانست به خیر خانه برود و میتینگ تبلیغاتی بگذارد قانونی هم نمی توانست به بر چی بیاید و سخنرانی کند.همان طور که ما شهید مزاری را قهرمان خود می پنداریم و مسعود را جنایتکار.آنها هم عین همین احساس را نسبت شهید مزاری دارند و مسعود را قهرمان ملی می نامند.ما باید قبول کنیم که در طول مقاومت غرب کابل اشتباهاتی هم داشته ایم.کسانی که با نام "وندی" به قول خودشان به خانه های مردم وند می زدند و به جان و مال و ناموس آنها تجاوز می کردند آیا می شود نام شهید بر رویشان گذاشت و از عملکردشان دفاع کرد؟آیا آنها جایی برای دفاع از خود گذاشته اند؟متاسفانه هم اکنون نیز عده ای یا از روی جهل و نادانی و یا از روی شیطنت دوباره نام آن جنایتکاران را مطرح می کنند.کسانی که بارها شهید مزاری را خون دل دادند.و آن چنان عنان از کف داده بودند که حتی به شهید مزاری هم اعتنایی نداشتند.آیا این چنین افرادی لیاقت مطرح شدن دارند؟ولی چه شده است که جنگجویان دیروز موتلفان امروز شده اند؟اگر امروز محقق از سیاف تعریف و تمجید می کند و او را تنها کسی می بیند که برای ریاست پارلمان موثر است پس چرا با او جنگیدید؟یک حرف کلیشه ای هم هست"ما باید گذشته ها را فراموش کنیم"مگر گذشته ها و تاریخ را می شود فراموش کرد؟خیر.تنها معامله ای که می توان با گذشته و تاریخ کرد این است که باید از آن عبرت گرفت و با استفاده از آن آینده را ساخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1384ساعت 9:51 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

خویش فربه می نماییم از پی عید قربان

کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می کشد

عید سعید اضحی را به هموطنان تبریک و شاد باش می گویم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1384ساعت 1:45 PM  توسط ع.و.هزاره 

هر وقت مقایسه ای بین افغانستان و عراق انجام میدهم دلم برای کشورم می سوزد.هم افغانستان و هم عراق را آمریکا با لشکر کشی نظامی توانست به اشغال خودش در بیاورد و حکومتهای پیشین را سرنگون کند.در هر دو کشور حاکمانی دیکتاتور و مستبد حکمرانی می کردند که باعث نارضایتی مردمشان شده بودند.ولی موقعیت کنونی عراق کجا و موقعیت افغانستان کجا؟به قول شاعر"خال مه رویان سیاه و دانه فلفل سیاه.هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا"مردم عراق روی نفت(پول) زندگی می کنند ولی مردم افغانستان روی مین و خرابی و در خیمه های سازمان ملل.بر مردم عراق آدمهای تحصیلکرده و با تجربه و آگاه حکومت می کنند ولی بر مردم افغانستان یک مشت آدم دزد و گشنه.وقتی رئیس جمهور ما مدرک حقوقش را از هند گرفته باشد که در کشوری مثل ایران دو رتبه کم می شود(مثلا فوق لیسانس تبدیل به دیپلم می شود)تو دیگر باید بدانی چه کسانی بر این کشور حاکمند.مردم عراق همه یک رهبر معنوی(آیت الله سیستانی) دارند که در تمام مراحل حساس مانند انتخابات از او پیروی می کنند ولی در افغانستان هر روز یک نفر ادعای رهبری دارد.مردم عراق از اقوام و مذاهب گوناگون توانسته اند بر سر یک مدل حکومتداری توافق کنند(رئیس جمهور:کرد.نخست وزیر:شیعه.ریس مجلس:سنی)ولی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.در افغانستان رئیس جمهور:پشتو.رئیس استره محکمه:پشتو.رئیس سنا:پشتو.و تنها از بین سایر اقوام تنها تاجیکها توانسته اند ریاست ولسی جرگه را از آن خود کنند.در حالی که هزاره ها و ازبک ها با اینکه درصد قابل توجهی از بافت جمعیتی کشور را تشکیل می دهند نتوانسته اند هیچ کدام از مناصب فوق الذکر را بدست آورند.کشور عراق با توجه به اینکه قبور پنج امام معصوم(ع)در این کشور است در آمدهای زیادی از راه توریسم به دست می آورد.ولی در افغانستان طالبان بوداهای بامیان(یکی از جاذبه های توریستی افغانستان )را با خاک یکسان کردند.مردم عراق با توجه به اینکه عرب هستند به هریک از کشورهای عربی که مهاجرت کرده بودند زیاد احساس غریبی و بیگانگی نمی کردند.ولی افغانیها به هر یک از کشورهایی که مهاجرت کرده اند عامل انواع بیماریها و قتل و جنایتها بوده اند.بازیگران عمده در عراق ایران و آمریکا هستند ولی در افغانستان آمریکا و ایران و پاکستان و هند و ترکیه و اتحادیه اروپا و روسیه و... برای خود حقی قائل هستند.خلاصه اینکه عراقی ها هرروز وضعشان بهتر می شود و مردمش ثروتمند تر ولی افغانیها هر دریغ از دیروز.

+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1384ساعت 2:17 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

تشکر ویژه دارم از دوست بسیار عزیزم جناب آقای رهگذر نویسنده وبلاگ فانوس که با قراردادن صدای محقق بر روی اینترنت برگ دیگری از خیانتهای این خائن ملی را ورق زد.زبونی و بی شرمی تا کجا که محقق برای توجیه عمل بی شرمانه و ننگین خود دست به دامن کرزی شده است و صدای او را برای مردم پخش می کند.مگر همین کرزی را فاشیست نخواندی و از کابینه اش بیرون نیامدی؟مگر شدید ترین انتقادات و تهمت ها را علیه کرزی و تیم همراهش بیان نکردی؟پس چه شده است که فاشیست دیروز یار امروز شده است؟نکته دیگری که در صحبت های محقق به چشم می آید این گفته اوست که می گوید:"دوران وحدت ملی است و ما باید گذشته ها را فراموش کنیم."ولی درست چند لحظه بعد می گوید:"من برای گرفتن امضا نمی توانستم پیش اوغو و تاجیک بروم"خوب.اگر دوران وحدت ملی است پس چه فرقی بین اوغو و تاجیک با هزاره می تواند باشد؟تازه محققی که ادعای رهبری دارد وقتی نتواند ۲۵ امضا جمع کند چگونه رهبری است؟البته ما می پذیریم که او در جمع خانواده اش رهبر است ولی بین ملت حتی لیاقت سکرتری رهبر را هم ندارد.رهبر واقعی آن کسی است که با ابهت و غرور در دفترش نشسته و رهبران دیگر اقوام برای مذاکره و رایزنی از او وقت می گیرند.خلاصه در صحبت های محقق تناقضات و تضادهای زیادی وجود دارد که باید به آنها جواب گوید.
+ نوشته شده در  جمعه 16 دی1384ساعت 11:32 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

نمیدانم هوادران پهلوان پنبه با کدام دلیل منطقی از او دفاع می کنند؟کدام یک از کارهای خوب او را پر رنگ کرده و روی آن مانور می دهند؟به کدام یک از کارهای پهلوان پنبه که به نفع مردم تمام شده استناد می کنند؟به کدام حرف پهلوان پنبه که دردی از دردهای مردم را دوا کرده اشاره می کنند؟به کدام موضع گیری پهلوان پنبه که نتیجه خوبی داشته استدلال می کنند؟بابا بس است.به خدا من به جای شما خجالت می کشم.آن وقت به نام های مختلف هم از کارهای او دفاع می کنند.این دیگر چه جور منطقی است که کسی را تا دیروز قاتل و جانی میدانستید و می گفتید دستش به خون مردم آلوده است و امروز می گویید خوب کسی است و در غرب کابل بازیچه بوده است.یعنی سیاف با این همه ادعا هیچ کاره بوده و بازیچه دست چند کوتوله سیاسی قرار گرفته است؟خیلی از همین طرفداران پهلوان پنبه هم دیگر فهمیده اند راهی که رفته اند به مقصد ترکستان بوده است و  از کنار او رفته اند.نمونه اش همین معلم عزیز که تا پارسال از بس پهلوان پنبه گفته بود او را بت درست کرده بود و دهانش کف کرده بود و امسال وقتی ماه عسل انتخابات ریاست جمهوری تمام شد در کنار انجنیر عباس دیده شد.خوب به هر حال حق هم دارد.زندگی خرج دارد.زن و بچه از آدم نان می خواهند.وگرنه پهلوان پنبه و دیگران کیلویی چند است؟خیلی ها پارسال در انتخابات ریاست جمهوری بر روی موج احساسات مردم سوار شدند و امسال سلام پهلوان پنبه را علیک نمی کنند.نمونه اش همین اکبری.پارسال با استفاده از نام پهلوان پنبه در بامیان برای خود جای پای مستحکمی درست کرد والان در پارلمان در گروه مصطفی کاظمی قرار گرفته است.همین محمد ابراهیم قاسمی نماینده کابل.عکسهایش را هفته نامه جمهوریت تبلیغ می کرد و چاپ می کرد و الان او هم رای خود را به نام مصطفی کاظمی در صندوق می اندارد.نمی دانم این پهلوان پنبه با کدام دوراندیشی و استدلال روی این نفرات سرمایه گذاری کرد؟یک نفر داوطلب لازم است تا برود به پهلوان پنبه بگوید :"بابا دیگر انتخابات ریاست جمهوری تمام شد"خیلی هم ادعا می کند.می گوید:"من همیشه موج درست کرده ام و دیگران سوار شده اند .اندفعه موج درست کردم و خودم سوار شدم"چه موجی چه کشکی؟نمی دانم در واژگان لغوی پهلوان پنبه چیزی به نام خجالت وجود  دارد یاندارد؟خیلی از طرفداران امروزی اش هم از دست خودش و محافظانش هم کتک های مفصلی را نوش جان کرده اند و در زندانهایش شب را به صبح بردند ولی باز هم خجالت نمی کشند و دفاع می کنند.خیلی از کسانی که با استفاده از هزارن دروغ و رانت نام حزب وحدت به غرب پناهنده شدند و در آنجا به پست ترین کارها مشغول هستند.تو رو خدا شما بگویید .آیا برای یک جامعه دور از شان نیست که تحلیل های سیاسی اش را یک راننده تاکسی نوشته کند؟تو رو خدا بس کنید.
+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1384ساعت 3:11 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد                    هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب               بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان                           بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص وعام             بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد              بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت      این عوعو سگان شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت       هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت        ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن            تاثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید    نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان زتحمل سپر کنیم                 تا سختی کمان شما نیز بگذرد

آبی است ایستاده در این خانه مال و چاه    این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع       این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست         هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

+ نوشته شده در  جمعه 9 دی1384ساعت 10:14 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-در مطلب قبلی هم گفتم پرداختن بیش از این به مسئله ائتلاف محقق و سیاف باعث لوث شدن ماجرا می شود که متاسفانه هم شد.حالا یک کاری بود که شد و حتی خود محقق در یک محفلی ابراز پشیمانی کرده است.و در جواب یک نفر که پرسیده چه شد که این شد؟گفته است"شد دیگرِ باز هم مثل همیشه"ولی باز هم عده ای احساساتی کاسه داغتر از آش شده اند و در صدد توجیه بر آمده اند.به نظر من یک سیاستمدار حرفه ای هیچ گاه نباید دست از شعارها و آرمان هایش بکشد.ولی چه کنیم که در افغانستان یا چیزی به نام سیاست نداریم یا سیاستمدار حرفه ای .

۲-نمایندگان تصویب کرده اند که :تشکیل فراکسیونهای پارلمانی نباید بر اساس جهت گیریهای قومی و مذهبی و سمتی باشد.نمی دانم اینان مردم را چه فرض کرده اند.حالا خوب است همه دارند می بینند که در پروسه انتخابات رئیس و معاونان پارلمان همه موضع گیری ها قومی و مذهبی بود.

۳-بر اساس قانون کرزی باید یک ماه بعد از افتتاح پارلمان وزیران خود را برای گرفتن رای اعتماد به مجلس معرفی کند.کرزی هم همین کار را خواهد کرد.ولی چیزی که از همین حالا واضح است جهت بندی های انتخابات هیئت رئیسه در آنجا محلی از اعراب پیدا نخواهد کرد.بلکه یک سری پارامترهای دیگر نقش بازی می کنند.از بین وزرای هزاره حساسیت روی قاسمی (وزیر ترانسپورت)به دلیل عدم تجربه کافی است و اینکه سن ایشان برای وزیر بودن خرد است.استاد دانش (وزیر عدلیه)هم مورد انتقاد بعضی از وکلا است.تنها به این دلیل که یک شیعه است و شیعه نباید بر مسند وزارت عدلیه بنشیند.اگر نه همه از لحاظ مدیریتی اذعان دارند که ایشان یک مدیر فوق العاده توانمند است.و تجربه یک ونیم سال گذشته شاهدی بر این مدعاست.البته عمده انتقادها از جانب ربانی خیل مطرح است.ولی امیدوارم ایشان رای اعتماد مجلس را هم بگیرد و به خدمت ادامه دهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1384ساعت 10:35 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-فکر می کنم پرداختن بیش از این به قضیه محقق باعث لوث شدن ماجرا شود.پس همین جا به این مجادله قلمی پایان می دهم.به هر حال کاری است که شده و فعلا محقق در میان مردم نه به عنوان یک منجی که به عنوان یک معامله گر خائن شناخته می شود چه اگر او در حرفهایی که در ایام انتخابات می زد پایبند می ماند به چنین افتضاحی گرفتار نمی آمد.

۲-در قضایای پارلمان هیچ حرفی از رمضان بشردوست نیست.نمیدانم چرا سکوت کرده و هیچ اخباری از ایشان منتشر نشده است.به هر حال یک نماینده باید در همه حال فریاد رسای ملت باشد.آن هم نماینده ای مثل بشردوست که ادعاهایش گوش فلک را کر کرده بود.

۳-چند وقتی است که حقپرست مرتبا اعلام می کند باید به رهبری انجنیر عباس فکر کنیم.مگر هزاره ها خدای ناکرده حیوان هستند که هر روز باید یک رهبر جدید داشته باشند؟من از همین جا اعلام می کنم که:
"خدا یکی رهبر هم یکی آن هم استاد خلیلی."

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1384ساعت 10:47 AM  توسط ع.و.هزاره  |