تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

ع.و.هزاره

در طول یکی دو دهه اخیر تمام حاکمانی که بر افغانستان حکم رانده اند همگی به زور و اجبار و مخالف خواست مردم بوده است.یعنی مردم در بوجود آمدن آنها هیچ نقشی نداشته اند.کمونیستها مجاهدین طالبان و کرزی همگی بوسیله زور بر افغانستان حکومت کرده اند.حتی کرزی هم بواسطه آمریکا و قدرت نظامی این کشور بر سر کار آمده است.حال آنکه قبل از آن کسی کرزی را نمی شناخت.انتخابات ریسات جمهوری و پارلمانی هم متکی به زور قوای ائتلاف و آمریکا بود و گرنه طالبان نمی گذاشت انتخاباتی روی دهد.

 اکثر مردم افغانستان مردمی هستند بی سواد.در دورانی که به اصطلاح می گویند دموکرات ترین دوران را افغانستان سپری می کند.آیا واقعا این دموکراسی امروز به سود مردم ما است یا به ضرر ایشان؟من فکر می کنم کاملا به ضرر مردم است.افغانستان فعلا ظرفیت دموکرات شدن را ندارد.چرا که مردمش فقیر و بی سواد هستند.برای آنها در درجه اول امنیت مهم است و در درجه دوم شکمشان.امنیتشان اگر تامین باشد و شکمشان هم سیر.آنوقت برایشان هیچ فرقی نمی کند که حاکم کرزی است یا ملاعمر.اولین انتخابات ریاست جمهوری که پارسال برگزار شد انتخابی بود بین بد و بدتر.مردم هم بد را بر بدتر ترجیح دادند که طبعا هر انسان عاقلی همین کار را می کند.در انتخابات پارلمانی هم یک عده افرادی به پارلمان راه یافتند که اکثرشان دستشان تا آرنج به خون مردم آلوده است.با مشارکت بسیار کم مردم که چیزی در حدود ۳۴٪بود.آیا دولتی که وزرایش امثال اسماعیل خان است و پارلمانی که وکلایش امثال سیاف و کاظمی می تواند برای جامعه افغانستان مفید باشد؟افغانستان اگر می خواهد کشوری دموکرات باشد باید حداقل های یک جامعه دموکراتیک را داشته باشد.سطح سواد مردم نه در سطح لیسانس که حداقل در سطح دیپلم باشد.وضع اقتصادی جامعه هم تقریبا خوب باشد.دموکراسی بی هزینه ترین روش حکومتداری نیست بلکه فعلا کم هزینه ترین روش است.قطعا در کنار محاسنی که دارد معایبی هم دارد.من فکر می کنم که اگر یک شخصی همانند پرویز مشرف بر افغانستان حکومت کند  و جامعه را از نظر انسانی و اقتصادی کمی رشد دهد آنوقت کم کم کشور را به سوی دموکرات شدن پیش ببرد به نفع افغانستان است.نه اینکه یک شبه مردم راه صد ساله را بپیمایند.از حکومت دیکتاتوری و خفقان طالبان ناگهان به حکومت به اصطلاح دموکرات کرزی برسند.دموکراسی در بین عوام در افغانستان سر لوج گشتن زنان و رقص و آواز ترجمه شده است.باز هم می گویم برای مردمی که فقیر و گرسنه هستند دموکراسی زود است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 1:14 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

امروز در لندن چهارمین کنفرانس جهانی برای کمک به افغانستان دایر می شود.کنفرانس لندن در ادامه کنفرانس های لندن و توکیو برای بازسازی افغانستان است.با این تفاوت که در برلین و توکیو توافقنامه بن را تطبیق و ارزیابی کردند ولی در لندن برنامه انکشافی پنج سال آینده افغانستان و چشم انداز ۱۵ ساله این کشور را بررسی و تایید خواهند کرد.اهمیت این کنفرانس به حدی است که کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل به شخصه در آن حضور دارد .همچنین سایر مقامات بلندپایه از ۷۰ کشور جهان نیز در آن حضور دارند.

سوالی که در باب این کنفرانس مطرح می شود این است که آیا اصولا تدویر کنفرانس های این چنینی برای افغانستان سودی دارد یا خیر؟مسلما آنچه در این کنفرانس کشورهای خارجی در مورد افغانستان متعهد می شوند آن است که فلان مبلغ را در طول مثلا ۵ و یا ۱۰ سال آینده در راه بازسازی افغانستان متقبل می شوند.عین همین قول ها را کشورهای خارجی در کنفرانس توکیو هم داده اند.ولی آیا وضع زندگی مردم در طول این یکی دو سال بهبود یافته است؟خیر.بلکه بدتر هم شده است.اکثر کشورهایی که کمک می کنند این کمک ها را در اختیار NGO های مختلف قرار می دهند.ولی متاسفانه موسسات گوناگونی که در افغانستان مشغول به فعالیت هستند همگی در حال چپاول کمک هایی هستند که به نام مردم افغانستان داده شده است.در اصل این چنین کنفرانس هایی به نام افغانستان و به کام موسسات هست.در کابل بالغ بر ۲۰۰۰ موسسه دفتر دارند.تمام این دفاتر هم طبیعتا تعدادی کارمند.دفاتری که کرایه خانه شان از ۲۰۰۰ دالر شروع می شود و تا خدا دالر بالا می رود.به اینها حقوقهای نجومی کارمندان خارجی این دفاتر را هم حساب کنید.یک کارمند خارجی که در موسسه ای در افغانستان کار می کند حداقل ماهیانه ۲۰۰۰ دالر می گیرد.به اینها هزارن موتری که در اختیار این موسسات هست را نیز اضافه کنید.با توجه به گران بودن قیمت بنزین و گازوئیل در کابل طبیعتا بودجه بسیار زیادی صرف موتر های این موسسات می شود.کوچه ای در کابل نیست که موسسات در آنجا دفتری نداشته باشند.ولی تا به حال و در طول این ۴ سال هیچ تغییری نه در وضع عمومی کشور و نه در وضع معیشتی مردم پدید آمده است.در طول این ۴ سال که کرزی روی کار آمده است روز به روز شکاف بین فقیر و غنی زیاد تر شده است.کسی که توان مالی دارد برایش فرقی نمی کند.حتی بر سر قله کوه قاف هم می تواند برای خودش خانه درست کند ولی تقصیر خانواده مظلومی که با حداقل ترین امکانات در پل خشک زندگی می کنند چیست؟آیا دولت خود را موظف به ایجاد شغل برای مردم می داند؟اگر می داند پس کجاست؟متاسفانه دولت افغانستان به بهانه اقتصاد آزاد افغانستان را به حال خود رها کرده است.حال آنکه افتصاد آزاد در شرایط کنونی تماما به ضرر افغانستان است.کرزی که این روزها مرتبا مصاحبه می کند و خواستار ارائه کمک های خارجی به دولت می شود نه به موسسات.بهتر بود که خود و برادرانش مالک بیش از  NGO ۸۰ نبودند.آن وقت می شد به صحت صحبتهایش اطمینان کرد.

مطمئنا کشورهای خارجی باز هم با وعده های پر از هیچی به یاری افغانستان می آیند و مردم هم خوش که جهان ما را فراموش نکرده است و ما در سطح جهانی مطرح هستیم.زهی خیال باطل.بعد از لندن "نخود نخود.هر که رود خانه خود".یکی در نیویورک و دیگری در پل خشک.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 11:2 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

احزاب در افغانستان بیشتر به بنگاه های اقتصادی می مانند تا یک محل برای گرد آمدن نخبگان.در افغانستان چه در زمان جهاد و چه در زمان طالبان که بیشتر احزاب در تبعید بودند و چه در زمان کنونی احزاب زیادی وجود دارد.رشد قارچ گونه احزاب با نامهای پر طمطراق در دوران پس از طالبان همه را شگفت زده کرده است.حال آنکه تمام این احزاب هیچ گونه برنامه روشنی ندارند و فقط با راه اندازی یک حزب تک دفتری چشم به راه کمک های کشورهای خارجی هستند.البته مردم افغانستان هم نسبت به احزاب دید مثبتی ندارند.چرا که احزاب را باعث جنگهای داخلی در این کشور می پندارند.در دوران پس از شوروی این احزاب جهادی بودند که در کابل جنگ را علیه یکدیگر شروع کردند.احزابی که تا چند سال پیش تنها یک هدف داشتند و آن هم نجات کشور از دست اشغالگر بود اینک بر سر تقسیم غنایم به جان هم پریدند.در دوران طالبان هم اکثر احزاب در کشورهای همسایه من جمله ایران و پاکستان به فعالیت مشغول بودند.که آن هم به جز یکی دو حزب بقیه شان به خواب زمستانی رفته بودند.بعد از اینکه آمریکا به افغانستان حمله کرد و کرزی روی کار آمد به واسطه سیاستهای غرب مجوز دادن برای تشکیل حزب به آسانی امکان پذیر شده است.کافی است ۷۰۰ نفر فرمی را پر کنند و آن وقت وزارت عدلیه به راحتی مجوز می دهد.در افغانستان کنونی احزاب با گرایش های کمونیستی تا احزاب اسلامگرا وجود دارند.احزابی که تنها نامی از آنها وجود دارد و احیانا دفتری در گوشه ای از کابل.اکثر احزاب افغانی به جز یکی دو ولایت دیگر به غیر از کابل در هیچ ولایت دیگری دفتر ندارند.حزب افغان ملت دفتری در بامیان ندارد و حزب وحدت دفتری در قندهار.یک فضای بی اعتمادی بین تمام نخبگان جامعه افغانی وجود دارد .با حلوا حلوا گفتن هم دهن شیرین نمی شود.هر چه داد بزنیم که افغانستان داری دموکراسی است و متمدن شده است تا وقتی که تقسیم بندی نخبگان کشور بر اساس قومیت است افغانستان هیچ گاه روی پیشرفت و دموکراسی واقعی را نمی بیند.بسیار از احزاب در طول سال هیچ خبری ازشان نیست و فقط در هنگام انتخابات (چه ریاست جمهوری و چه پارلمانی)ناگهان اظهار وجود می کنند و با حمایت از یک کاندید که شانس پیروزی بالایی دارد خود را در غنایم بعد از پیروزی شریک می کنند.احزابی که هیچ گاه کنگره بر گزار نمی کنند و به سازماندهی تشکیلاتی نمی پردازند.احزابی که افرادی که عضو شورای مرکزی شان هستند یکدیگر را نمی شناسند.به همین حزب جمهویخواهان افغانستان نگاه کنید تا عمق فاجعه را مشاهده کنید.یک نفر از همه جا بی خبر که نداند در افغانستان سگ در حال زدن و گربه در حال رقصیدن است گمان می کند که این حزب جمهوریخواهان همانند سلف خود در آمریکا برای خود بروبیایی دارد.نمیداند که صبغت الله سنجر رهبر این حزب وقتی از کرزی برای ریاست جمهوری حمایت کرد چشمش به وزارت معارف بود و نه منافع ملت.حزبی که تنها یک دفتر در سراسر افغانستان دارد و اگر از رهبرشان هم بپرسید مفهوم جمهوریت را نمیدانند.
+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن1384ساعت 10:36 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

استاد خلیلی و پیرگیلانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 11:46 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

همیشه این سوال که:چرا آمریکا به افغانستان و عراق لشکر کشی کرد و این دو کشور را تحت اشغال خود در آورد؟آیا آمریکا واقعا آمده است تا دموکراسی را به مردمان عراق و افغانستان هدیه کنند و بعد هم بروند؟من که فکر نمی کنم که آمریکاییها عاشق چشم و ابروی کج و کوله افغانیها و عراقیها شده باشند.اگر به دور از هر گونه حب و بغض به قضیه نگاه کنیم به روشنی معلوم است که خود آمریکا در بوجود آمدن جنبش طالبان و القاعده و صدام نقشی تاثیر گذار داشته است.در عراق به دلیل ذخایر عظیم نفتی که دارد و همچنین موقعیت استراتژیکی که عراق دارد آمریکا قدرت مانور بیشتری دارد.البته بعضی از تندروان ایرانی هم می گویند که :بله!آمریکا برای این به عراق آمده است که مانع از ظهور امام زمان(عج)شود.ولی بودن در افغانستان برای آمریکا چه منفعتی می تواند داشته باشد؟آیا تا کنون ثابت شده است که افغانستان دارای مقادیر زیاد چاه های نفت است؟آیا میدانهای گازی افغانستان تا کنون کشف شده اند؟که آمریکا بخواهد برای آنان نقشه بکشد؟چطور آمریکا که بودجه سالیانه اش بالغ بر ۲۹۰۰ ملیارد دالر است(پولی که با آن میشود دهها کشور مثل افغانستان را خرید و آزاد کرد) چشم به ذخایر نفت و گاز هنوز کشف نشده افغانستان دارد؟عده ای دیگر هم می گویند:آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران کشورهای اطراف ایران را به تصرف خود آورده است.چطور شده است که آمریکایی که قطعا پاکستان سرمایه گذاری روی طالبان را با چراغ سبز این کشور انجام داده است می آید و بساط طالبان و القاعده و بعدا صدام را از منطقه بر می چیند؟تنها پاسخی که می توان برای این سوالات یافت این است که:(طالبان و القاعده و صدام فرزندان ناخلف آمریکا شدند)چیزی بسیار واضح است.آمریکا در دوران جنگ هشت ساله ایران وعراق کمک های زیاد مادی و تسلیحاتی به صدام می کرد.و حتی فیلم ملاقات دونالد رامسفلد(وزیر دفاع آمریکا)با صدام حسین در جریان هشت سال جنگ این کشور با ایران موجود است.چطور صدام اواخر دهه ۸۰ میلادی که متحد آمریکا در منطقه بود به صدام تروریست و حامی القاعده ۲۰۰۳ تبدیل می شود؟چطور طالبانی که با چراغ سبز خود آمریکا بوجود آمده است به حامی تروریست تبدیل می شود؟باز می رسیم به گفته چرچیل که گفته بود:"ما نه دوستان دائمی داریم و نه دشمنان دائمی.ما فقط منافع ملی دائمی داریم)یک گریز هم به صحرای کربلا بزنیم.آیا ممکن است که آمریکا از سرمایه گذاری روی کرزی پشیمان شود و رو به کمس دیگری آورد؟آیا در ابعاد بزرگتر ممکن است که آمریکا اصلا از سرمایه گذاری روی افغانستان ناامید شود و این کشور را در صحرای کربلا تنها بگذارد؟بله.تمام این فرضیات محتمل است.پس چرا کرزی سفرش به ایران را برای خوش خدمتی به اروپا و آمریکا لغو می کند؟به قول ضرب المثل ایرانی:زمستان می رود و روسیاهی برای زغال می ماند.خزان رابطه ایران و آمریکا هم تمام می شود و آن وقت این افغانستان است که به قول هزارگی "دانشی جیک"می ماند.

 

راجع به عکس استاد محقق هم عرض کنم خدمت دوستان که:من این عکس را همین جوری و بدون هیچ گونه قصدی در دیالوگ۳ گذاشتم.ان شا الله در آینده نیز عکسهای دیگری را در دیالوگ۳ خواهم گذاشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1384ساعت 2:48 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

استاد محقق در خانه اش

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 بهمن1384ساعت 11:11 PM  توسط ع.و.هزاره  |