تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

ع.و.هزاره

۱-نمی دانستم مطلب من در مورد خانم سرابی انقدر مورد توجه قرار می گیرد.فعلا که ایشان والی هستند و به گمان خیلی از افراد احتمال برکناری ایشان حداقل تا پایان امسال بسیار کم است.البته شانس افرادی هم که برای این پست نقشه می کشند هم کم است.احتمال دارد که دولت در بامیان یک والی پشتون یا تاجیک را مقرر کند.خانم سرابی هم در ماه دسامبر راهی المان است تا در کنفرانسی پیرامون آثار تاریخی بامیان در دانشگاه آخن شرکت کند.

۲-خدمت آن دسته از دوستان که خواهان خبر در مورد برکناری غلام سخی نورزاد(شهردار کابل)هستند عرض کنم که ایشان با حکم آقای کرزی برکنار نشده اند.بلکه روزی که کرزی برای شرکت در کنفرانس همکاری های منطقه ای به هند رفت و احمد ضیا مسعود به عنوان سرپرست دولت شناخته شد فوری آقای مسعود حکم برکناری ایشان و شهردار شدن آقای رفیع الله امان که پشتون است ولی با شورای نظار و پنجشیریها بوده را امضا کرد.که البته این خبر انعکاس چندانی در کابل نداشت.اداره امور هم این حکم را ثبت نکرده و منتظر است تا کرزی از هند برگردد.البته فشارهایی از جانب احمد ضیا مسعود روی داکتر صادق مدبر(معاون اداره امور)است تا این حکم را هر چه زودتر ثبت کند ولی ایشان تا هنوز زیر بار نرفته است و همه چیز را به آمدن کرزی از هند موکول کرده است.البته مخالغتهای زیادی با آقای نورزاد وجود داشت.مخصوصا از جانب سنی ها که او را متهم به شیعه گرایی می کردند ولی عده ای از افراد می گویند که آقای نورزاد اصلا شیعه نیست.

۳-در روزهای اخیر آقای احسان جاوید(وزیر ترانسپورت)که به سفارش محقق در این پست به پارلمان معرفی شد آقای واعظ زاده معاون هزاره خود را برکنار و در اثر فشارهای محقق نصیر احمد انصاف(معاون محقق در ایام انتخابات ریاست جمهوری)را به عنوان معاون خود به جای آقای واعظ زاده منصوب کرده است.بسیاری از دلسوزان این کار محقق را  تقبیح نموده و می گویند برکناری یک هزاره و آوردن یک پشتون به جای او هنر نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 1:48 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-چند وقتی است که تلاش هایی می شود که رهبران شیعه ائتلاف کنند و در مورد مسائل کلی و ملی مواضع مشترکی بگیرند.در همین راستا تا به حال دو جلسه برگزار شده است.یکی به میزبانی استاد خلیلی در دفتر کارشان که در آن دبیران کل احزاب شیعه شرکت داشتند و دومی روز یکشنبه در منزل سناتور حاجی سلیمان یاری.که در منزل حاجی یاری تمام وزرای شیعه کابینه و وکیلان شیعه شورای ملی و سایر مقامات و بزرگان و روحانیون شیعه دعوت بودند.که تقریبا کسانی که باید شرکت می کردند شرکت کردند.جلسه بسیار مفیدی بود.حرف های خوب و جالبی زده شد.جالب از این منظر که کسانی که تا دیروز ادعای این را داشتند که احیاگر هویت مردم هستند و این هویت جز با کاندیداتوری در ریاست جمهوری احیا نمی شود در این جلسه در کمال خونسردی گفتند:"باید قبول کنیم که یک اقلیت هستیم و یک اقلیت باید با اکثریت بسازد و هماهنگ باشد."
به هر حال جلسه خوبی بود و قرار شد که این گونه جلسات ادامه پیدا کند و کمیسیونی هم برای این مهم تشکیل شد که تا هنوز نفراتش مشخص نیست ولی در این کمیسیون دو نفر از اعضای کابینه سه نفر از ولسی جرگه و دو نفر از مشرانو جرگه و دو نفر از شورای علما و ... باید شرکت داشته باشند.

۲-دوستی در بخش نظرات خواسه بود که از جنجال هایی که اخیرا در مورد خانم حبیبه سرابی والی بامیان می شود بنویسم.
ولله چند روز بیش تعدادی از اهالی بامیان که حداکثر 100 نفر بودند جلوی شورای ملی تظاهرات کردند و خواستار برکناری والی بامیان بودند.آقای قاسمی رئیس کمیسیون سمع شکایات شورا هم در مصاحبه ای با رسانه ها گفت که ما از این افراد خواسته ایم برای اثبات ادعاهای خود مدرک و سند ارائه دهند که نه سندی دارند و نه مدرکی و بیخود و بی جهت داد و فریاد راه انداخته اند.
من هم فکر نمی کنم که جوری که این معترضین قلیل می گویند باشد.خانم سرابی نمی گویم که گل بی خار است ولی ادعاهایی که این آقایان می کنند خیلی بزرگ است.و فکر نمی کنم که واقعیت داشته باشد.

۳-جلسه دیروز ولسی جرگه به خاطر بحث روی امتیازات وکلا به صورت سری برگزار شد و خبرنگاران در تالار خارج گردانیده شدند.البته چند تن از وکلا هم در حمایت از خبرنگاران از جلسه خارج شدند من جمله آقای جوادی(وکیل بامیان)آقای رنجبر(وکیل کابل)خانم بارکزی(وکیل کابل)و....
معاش که فعلا وکلا می گیرند ۱۱۰۰ دالر است.که معاش یک محافظ (۵۰۰۰ افغانی)و یک راننده(۵۰۰۰ افغانی)و یک دستیار (۱۰۰۰۰ افغانی)را هم خود وکلا می گیرند.اما نمیاندگان مردمی افغانستان به این قانع نیستند و خواستار معاش ۲۷۰۰ دالری برای خود به همراه دادن مصونیت سیاسی و گذزنامه سیاسی برای تمام اعضای خانواده و ۴ محافظ دیگر هم هستند.
"خدایا این نمایندگان مردمی را از ما نگیر!!"

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385ساعت 1:14 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

فکر می کنم اهمیتی که انتخابات کنگره آمریکا برای افغانستان داشت بسیار بیشتر از انتخابات هایی است که در خود افغانستان برگزار می شود.چرا که آمریکا به عنوان تاثیر گذار ترین کشور در عرصه معادلات افغانستان و جهان است.دیروز و امروز با چند تن از دوستان و آشنایان که صحبت می کردم همگان بر این عقیده بودند که پیروزی دموکراتها بیشتر به نفع افغانستان است.چرا که آنان توجه بیشتری به افغانستان دارند تا به عراق.حتی سیما ثمر هم از پیروزی دموکراتها ابراز خوشحالی کرده است و به گفته نزدیکانش بارش را برای دو سه سال دیگر بست.چرا که این روزها فشارهای زیادی بر سیما ثمر برای استعفا از کمیسیون حقوق بشر و یا حداقل حضور دوتن از علمای دینی در این کمیسیون است که سیما ثمر تا الان به لطف حامیان قدرتمند خارجی اش از پذیرش هر دو خواسته خودداری کرده است.

کرزی در این روزها سخت مشغول تدارکات و برگزاری جرگه اقوام دو سوی سرحد است.پریشب که یک کمیسیون به ریاست پیر سید احمد گیلانی و معاونت شینواری و محقق برای براگزاری این جرگه تشکیل داد.افغانستان و کرزی به خوبی فهمیده اند که اگر افغانستان به تنهایی در این جرگه شرکت کند هیچ دستاوردی برایش نخواهد داشت.به همین منظور سعی می کند که ملل متحد و ایالات متحده را هم درگیر این جرگه کند که انها هم استقبال کرده اند و همین موضوع سبب شده است که پاکستان هم تلاش کند که این جرگه را به نفع خودش تمام کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 11:59 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

جمعه آمدم کابل.با این سرعت پایین حال و حوصله ندارم که چیزی بنویسم.چیز جالبی که در میدان هوایی امام خمینی تهران رخ داد این بود که خانم اطلاعات فرودگاه در بلندگوها اعلام کرد که خانم اعظم رهنورد زریاب به اطلاعات مراجعه کند.
هوای این روزهای کابل بد نیست.فقط شب ها و اوایل صبح خیلی سرد است.
پی نوشت:استاد زریاب هم جمعه با طیاره آریانا ار تهران به کابل برگشتند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 10:0 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

تا به حال هر وقتی که به افغانستان سفر کرده ام در تابستان و در اوج گرما بوده است.برای همین است که همیشه وقتی نامی از افغانستان برده می شود به یاد گرما می افتم.ولی امسال علاوه براینکه تابستان هم رفتم و اواخر تابستان برگشتم انشا الله قرار است جمعه هم به کابل بروم.می دانم که سرمای کابل استخوان سوز است.و امکانات چندانی هم برای گرما وجود ندارد ولی با این وجود دوست دارم سرمای کابل و افغانستان را هم ببینم.من هر وقت که در ایران هستم آرزو می کنم که هر چه زودتر به کابل بروم.و وقتی به کابل می روم با خود می گویم:"ابله تر از من در این دنیا وجود ندارد که بی امکاناتی کابل را به امکانات ایران ترجیح می دهد."ولی با این وجود دوست دارم در کابل باشم تا ایران.بالاخره آدم در متن حوادث و رویدادها است و چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد.اگر کار خاصی پیش نیاید سه چهار ماهی در کابل هستم و ان شا الله از آنجا هم سعی خواهم کرد چراغ اینجا را روشن نگاه دارم.
جمعه ساعت ۱۲ ظهر پرواز است و به ما گفته اند ۹ صبح باید در میدان هوایی امام خمینی(ره)باشیم.از طریق"دآریانا افغان هوایی شرکت"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8:32 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

چند صباحی است که عبدالجبار ثابت دادستان کل کشور به گفته خودش جهاد با مفسدین و رشوت خوران را آغاز کرده است.آقای ثابت به هنگام گرفتن رای اعتماد از پارلمان هم قول داد که فساد اداری را در افغانستان ریشه کن خواهد کرد.فرداي روزي هم كه از پارلمان راي اعتماد گرفت در مصاحبه اي مطبوعاتي از آغاز جهاد با رشوت خواري خبر داد و گفت كه به ولايات مختلف سفر خواهد كرد و از نرديك اين كار را پيگيري مي كند.براي تحقق اين امر به هرات و بلخ نيز سفر كرده است و بسياري از مقامات محلي و دولتي را به جرم دريافت رشوه و سو استفاده از امكانات دولتي عزل كرده و آنها را به دادگاه معرفي كرده است.
در اينكه افغانستان يكي از فاسد ترين كشورهاي جهان مي باشد جاي هيچ شك و شبهه اي نيست.بسياري از مقامات عاليرتبه دولتي در فساد موجود شريك هستند.فساد هم تنها اين نيست كه يك مامور دولتي رشوه دريافت كند.فساد جنبه هاي زيادي دارد.اگر كسي كه شايستگي يك پست را نداشته باشد و به خاطر سفارش فرد صاحب نفوذي بر آن پست تكيه بزند هم فساد است.كه از اين نمونه در افغانستان كنوني زياد به چشم مي خورد.بسياري از وكلاي فعلي پارلمان هم در امر فساد يد طولايي دارند.بسياري از آنها كه منشا فساد هستند و حضورشان در شوراي ملي با دادن رشوه بوده است.كساني هم كه آرام تر هستند در جاهاي ديگري مشغول زر اندوزي هستند.به عنوان مثال همان طور كه همه مي دانند رياست پاسپورت اين روزها بسيار سخت پاسپورت مي دهد.اصلا وقتي به رياست پاسپورت مراجعه كنيد مي گويند پاسپورت نداريم.ولي وقتي از ساختمان رياست بيرون مي آييد دلال هاي پاسپورت اطرافتان را احاطه مي كنند و پاسپورتي را كه قيمت قانوني اش 800 افغاني است در بدل 10000 افغاني به شما مي دهند.حال عده اي از وكلاي پارلمان كه معاش 1100 دالري شوراي ملي را براي مخارج خود كافي نمي بينند به خاطر اينكه رياست پاسپورت احترام وكلا را دارد و به افرادي كه ‌آنها معرفي مي كنند فوري پاسپورت مي دهد دست به دلالي پاسپورت زده اند.به اين صورت كه نفراتشان در همان حوالي رياست پاسپورت پرسه مي زنند و به سراغ آدم هاي مستاصل مي روند و او را به نزد وكيل مورد نظر مي برند و آقاي وكيل هم كه بايد از حقوق ضايع شده همين مردم دفاع كند در بدل گرفتن ده هزار يا بيشتر كار او را راه مي اندازند.
وضع وكلاي ما اين است.واي به حال آن ماموراني كه معاششان 3000 افغاني در ماه است.
يا مثلا كساني كه به عنوان مشاور وزير منصوب مي شوند حداقل حقوقي كه دريافت مي كنند ۲۰۰۰ دالر است.به طور نمونه چند وقت پيش يكي از وكلاي هزاره كه ادعاي زيادي هم دارد آقاي ع.ب را به عنوان مشاور به حنيف اتمر وزير معارف معرفي ميكند و دستشان را در دست هم مي گذارد.آقاي اتمر هم اين آقا را به عنوان مشاور خود منصوب مي كند و دفتر و دستكي هم در اختيارش مي گذارد.ولي وقتي سر ماه مي شود و اين آقاي مشاور مي فهمد كه معاشش ۸۰۰ دالر است به حالت قهر از وزارتخانه بيرون مي آيد و ديگر هم نمي رود.
اين وضع مشاوران هموطن است.خدا نجات بدهد از مشاوران خارجي وزارتخانه ها.مشاوران درجه دوم و سوم خارجي صرف به اين خاطر كه خارجي هستند در حال چور و چپاول پولهايي هستند كه به نام مردم افغانستان داده شده است.مثلا در وزارت ترانسپورت بعضي از مشاورين خارجي روزي!!! ۲۰۰۰ دالر معاش مي گيرند.
در وزارت امور پارلماني به رياست مرد هزار چهره آقاي وردك هم وضع به گونه ديگري است.مثلا آقاي وردك نام خود و افراد معدودي از معاونين و نزديكان خود را به يك موسسه خارجي داده است.وآن موسسه هم به اين آقايان ماهيانه مبلغ ۲۰۰۰ دالر پرداخت مي كند.
يا چند روز پيش حساب هاي شش ماهه اول احمد ضيا مسعود براي ثبت در اداره امور به آن اداره ارسال شده بود كه مخارج ايشان در شش ماهه نخست امسال ۱۱ مليون و ۶۰۰ هزار افغاني بوده است.
فساد در بالاترين لايه هاي حكومت هم نفوذ كرده است.در دفتر رئيس جمهور هستند كساني كه يك امضاي ايشان را به مبلغ ۱۰ هزار دالر مي فروشند.
يا مثلا آقاي مجددي رئيس سنا به خاطر اينكه خانه اش در قرغه مي باشد و از شوراي ملي دور است ايشان آمده و يك كوچه را به طور دربست در منطقه كارته ۳ اجاره كرده است كه به شورا نزديك است.آن هم به خاطر مسائل امنيتي.خانه هايي كه اجاره ماهوارش حداقل ۱۰۰۰ دالر است.
مسائل زياد ديگري است كه در اين مقال نمي گنجد.از زمين هاي غصبي آقاي اعتبار (رئيس اسبق اداره امور و كنسول فعلي در مشهد)در بدخشان تا ماركت هاي طلاي فهيم در سراي شهزاده.

همه اينها را گفتم كه بگويم كه مشكل فساد در افغانستان با طرح هاي ضربتي حل شدني نيست.از تمام موارد بالا آقاي ثابت حتما مطلع هست اما چرا جلويش را نمي گيرد؟اگر زورش به زورمندان نمي رسد سينه را صاف كند و بگويد.اگر مي خواهد كه واقعا مشكل فساد را حل نمايد بايد از بالا شروع كند نه از پايين.
البته شايد خود آقاي ثابت مصداق اين شعر باشد كه مي گويد:"واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند/چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند."

+ نوشته شده در  جمعه 5 آبان1385ساعت 11:43 PM  توسط ع.و.هزاره  |