تبليغاتX
دیالوگ3

دیالوگ3

ع.و.هزاره

فساد کنونی در افغانستان چیزی نیست که با ضرب الاجل شش ماهه اوباما بخواهد ریشه کن شود .  کلاْ این مردک ( اوباما ) دنیا را گل و بلبل می بیند . کسی که توقع دارد با نوشتن یک نامه به رهبر ایران روابط تیره و تار این دو کشور بعد از سه دهه از سر گرفته شود یا با تعیین ضرب الاجل شش ماهه برای کرزی فساد اداری در کشور محو شود . بوش حداقل در مورد افغانستان خیلی بیشتر می فهمید و یا مشاوران خوبی داشت.مثل اینکه مشاوران این یارو هم مثل خودش هستند .

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 10:20 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

گذشته از هر بحث کلیشه ای و احساسی ، معتقدم  به معنای واقعی پیروز اصلی این انتخابات " افغانستان " بود. افغانستانی که امروز بیش از هر چیزی به صلح و ثبات نیاز دارد و در شرایط کنونی  کسی هم جز کرزی با وجود تمام انتقاداتی که به او و دولتش در زمینه های مختلف وارد است ، نمی تواند این مهم را برای مردم به ارمغان بیاورد .

پی نوشت :تیتر مطلب ، یکی از شعارهای ستاد کرزی در دوران تبلیغات انتخاباتی بود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 2:16 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

در دانشگاه قانونی وجود دارد به نام حذف تکدرس و یا حذف ترم. وقتی دانشجویی می بیند که از عهده پاس کردن درسی بر نمی آید خیلی محترمانه و قبل از امتحانات درس مربوطه را حذف می کند.در برگه حذف ترم هم که باید به امضای استاد مربوطه برسد در چرایی این تصمیم معمولاْ بیماری و مشکلات خانوادگی و چیزهایی از این دست را ذکر می کنند،حال آنکه هم استاد و هم اداره آموزش می دانند که دلیل اصلی چیز دیگری است.در موارد حادتر که دانشجو احتمال مشروط شدن خودش را در یک ترم بدهد کلاْ ترم را حذف می کند.کلاْ حذف تکدرس و یا حذف ترم یکجور افتادن محترمانه است.ولی خوب افتادن‌ِ افتادن هم نیست.حالا شده است حکایت این عبدالله که امروز رسما ْ اعلام کرد که در دور دوم شرکت نمی کند.من فکر می کنم این انصراف عبدالله دقیقاْ همان حالت حذف ترم را دارد.خودش و تمام حامیانش می دانستند که رای نمی آورد.همین به دور دوم رفتنش با لطایف الحیل  برایش پیروزی بزرگی بود،حالا هم که می داند رای نمی آورد چرا رسماْ به استقبال شکست برود؟ این بود که امروز انصراف داد تا از شکست فردا بگریزد.ولی این انصراف دادن فقط پاک کردن صورت مسئله  برای خودشان است.

پی نوشت : این پدر خانم برادر من آدم خیلی خوبی است.ولی بالاخره نفهمیدم روی چه حساب و تحلیلی رفت و از عبدالله حمایت کرد. برادر مصطفی کاظمی که تکلیفش روشن است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 10:54 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

آقا اگر کسی دوستی ، آشنایی ، چیزی در این خبرگزاری صدای افغان دارد خواهشاْ از قول من به آنها بگوید : " دیگر بچه ی سه ساله هم می فهمد  که از کجا ساپورت می شوید.نوش جانتان.از شیر مادر هم حلال تر. ولی محض رضای خدا انقدر تابلو بازی در نیارید ."

مرتبط :
سیاست مرده شوری !


+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 10:44 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

عبدالله اعلام کرده است که برای شرکت در دور دوم انتخابات شرایطی دارد که عبارت است از برکناری تعدادی از وزرا و والیان و مسئولین کمیسیون انتخابات.به دلیل اینکه اینها در مرحله قبل سواستفاده کرده اند و در این دور هم حتما ْ همین کار را خواهند کرد.البته قصد دفاع از آدمهایی مثل اتمر و وردک و اینها را ندارم که به شخصه خودم هم از آنها خوشم نمی آید ولی همین عطا محمد نور والی بلخ هم از عبدالله حمایت می کرد و می کند و کسی هم خواستار برکناری اش نشده است. فکر می کنم برای همه مثل روز روشن شده باشد که عبدالله دنبال چیز دیگری است.خودش خوب می داند که پیروز نمی شود.همین دور دوم رفتنش با کرزی برایش یک پیروزی بزرگ محسوب می شود.بیشتر می خواهد نقش یک قهرمان را بازی کند ولی در قد و قواره های یک قهرمان نیست.شاخصه های یک قهرمان را ندارد.هنوز نمی داند که عصر قهرمان بازی و قهرمان بودن تمام شده است.اصلاْ مردم هم دنبال قهرمان نیستند و چقدر عبدالله ساده است ( اگر نگوییم احمق! ) که آزموده را دوباره می آزماید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت 11:16 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

قریب به دو ماه از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد و تا هنوز سرنوشت این انتخابات معلوم نیست.در  بقیه کشورهای دنیا که طی یک سال اخیر انتخابات برگزار شده است نتایج بلافاصله اعلام شده است و تکلیف ملت روشن شده است اما در افغانستان چی ؟ از موانعی که افغانستان با آن روبروست به خوبی آگاهم ولی نه در این حد که هنوز نتیجه معلوم نباشد.یک روز بحث دولت ائتلافی مطرح می شود و روز دیگر برگزاری انتخابات در دور دوم بین کرزی و عبدالله.من بیشتر فکر می کنم با توجه به اختلافاتی که بین کرزی و خارجی ها ( اروپا و آمریکا ) وجود دارد ( که به قبل از انتخابات بر می گردد ) خارجی ها بیشتر عبدالله را مترسکی برای کرزی درست کرده اند تا بتوانند ماهی شان را از آب گل آلود صید کنند.در این مورد اصلاْ دچار توهم توطئه هم نشده ام.اگر خود شما هم اخبار و وقایعی که در این چند وقت و نوع موضعگیریهای خارجی ها را ببینید فکر می کنم که به همین نتیجه من می رسید.بهتر از همه خود عبدالله می دانست و می داند که رای نمی آورد و نیاورده است.این را از معاونانی که برای خود انتخاب کرد می توان به خوبی فهمید.خودش هم از همان اول زیاد قضیه را جدی نگرفته بود و آمده بود که فقط حرفی بزند و مخالفتش با کرزی را اعلام کند و برود.ولی این وسط خارجی ها بیش از حد او را تحویل گرفتند و الکی الکی شد این چیزی که شد.خودش هم یک چیزهایی را باور کرد که و دچار توهم شد و الان ادعا دارد که رئیس جمهور است.هم خود عبدالله و هم خود خارجی ها هم بهتر از همه می دانند که به فرض برگزاری دور دوم انتخابات باز هم کرزی برنده است البته با اختلافی به مراتب بیشتر از دور اول.ولی من خودم برگزاری دور دوم انتخابات را چندان محتمل نمی دانم.به چند دلیل :
۱- هوا در افغانستان الان سرد شده است و در بسیاری از نقاط افغانستان عملاْ امکان برگزاری انتخابات وجود ندارد.
۲-چه تضمینی وجود دارد که این تقلبهای صورت گرفته در دور دوم تکرار نشود؟
۳-بودجه برگزاری دوباره انتخابات بسیار زیاد خواهد بود و این به مذاق خارجی هایی که باید مخارج انتخابات را بپردازند زیاد خوش نمی آید.
۴-به فرض برگزاری انتخابات ، مشارکت مردم بسیار کمتر از دور اول خواهد بود.مثلاْ زیر ۲۰ درصد و این یعنی افتضاح و هیچ کدام از طرفین خواهان چنین چیزی نیستند.

خوب تکلیف چیست؟چه کار می کنند؟هیچی.خارجی ها به همین رویه خود ادامه می دهند و عبدالله را به عنوان چماقی بالای سر کرزی نگه می دارند تا بتوانند حداکثر استفاده را ببرند.این وسط عبدالله یک بازنده بزرگ خواهد بود.چرا؟چون بالاخره کرزی به نحوی با خارجی ها کنار می آید و مجلس با سلام و صلوات به پایان می رسد و این وسط  عبدالله قربانی کنار آمدن کرزی با خارجی ها می شود.

پ.ن : این مطلب رو امشب که داشتم می خوابیدم تو ذهنم نگارش می کردم.در غلتهایی که از این پهلو به اون پهلو می زدم.اگر هی از این شاخه به اون شاخه پریدم بذارید روی حساب کم خوابی.ولی از کلیت پست به شدت دفاع می کنم.

بعداْ نوشت :مثل اینکه پیش بینی های من درست نبوده است.والله نمی دانم چه خبرهایی در پشت پرده در جریان است.به محض اینکه خبر موثقی شنیدم خواهم نوشت.ولی باز هم معتقدم به فرض برگزاری دور دوم کرزی با اختلاف زیادی پیروز است.سگ کرزی شرف دارد به آدمی مثل عبدالله.

آرا کرزی به زیر پنجاه درصد کاهش پیدا کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 2:47 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

 فریده ترانه در انتخابات شورای ولایتی از کابل دوم شد.


+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 3:45 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

یک بنده خدایی در یک جایی* می گفت: " من با بشر دوست زیاد حرف زده ام،او در ده سال آینده گاندی افغانستان خواهد شد."

* همه چیز را با همه کس در همه جا نباید گفت.

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 8:47 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

یکی از مواردی که به خوبی تفاوتهای بین آقایان خلیلی و محقق را بازگو می کند ، تلویزیونهای وابسته به این دو بزرگوار است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 11:17 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

یک موردی که در نوشته ها و تحلیل های بعضی از روزنامه ها و خبرگزاریهای بعضاْ اصلاح طلب ایران و همچنین بعضی از همین افغانی های خودمان که در ایران ساکن هستند بیشتر به چشم می خورد تشبیه عبدالله به اصلاح طلبان ایران و مثلاْ موسوی و تشبیه کرزی به احمدی نژاد است.چند تا دلیل هم میارن که بله:هم عبدالله و هم موسوی در انتخاباتهای ریاست جمهوری دو کشور کاندیدای خارج از حاکمیت بودند و هر دو هم مدعی تقلب در انتخابات کشورشان هستند.موسوی در ایران رنگ سبز را به عنوان نماد تبلیغاتی اش برگزید و عبدالله در افغانستان رنگ آبی که مثل اینکه خودش هم گفته بود این رنگ آبی من در امتداد همان رنگ سبز ایران است .کاندیداهای مقابلشان رئیس جمهوران بر حال دو کشور بودند و دوباره مدعی پیروزی اند و مسائلی از این دست.کاری به ایران و انتخابات این کشور ندارم و این قیاس و تشبیه را از بیخ و بن دارای اشکال و مردود می دانم و چند نکته را هم در این مورد عرض می کنم.اینها را از کسی بخوانید که شاهد انتخابات ایران از نزدیک بود و با مسائل و رودیداهای گذشته و حال افغانستان هم به خوبی آشناست:
۱-به قول یکی از دوستان رنگ آبی عبدالله اصلا روح نداشت.از دل بر نیامده بود که بر دل نشیند.بیشتر کاریکاتور رنگ سبز ایران بود .فقط چند تا از اعضای ستاد عبدالله تی شرتهای آبی رنگ چاپ این ستاد را بر تن می کردند و بس.من موج آبی در اینجا ندیدم.حال آنکه در ایران بر عکس بود.

۲-کسانی که در ایران برای کاندیداهای مورد نظر خود تبلیغ می کردند ( چه موسوی و چه احمدی نژاد ) واقعاْ از صمیم قلب این کار را می کردند و هیچ گونه امتیاز مادی در میان نبود و بیشتر ستادهای مردمی فعال بودند.حال آنکه ملیونها دلار مخارج ستاد انتخاباتی عبدالله نشان از چیز دیگری است.این روزها هم در جواب طلبکارانی که جلوی ستادش صف کشیده اند می گوید این هفته را هم صبر کنید، هفته دیگه پول می رسد.از کجا و چگونه الله اعلم.

۳-یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر افغانستان جنگهای داخلی مجاهدین در اوایل دهه هفتاد در کابل است.در آنوقت عبدالله عضو شورای نظار بوده است و این شورا متهم ردیف اول قتل عام افشار.آیا همچین آدمی می تواند صفت اصلاح طلب را با خود یدک بکشد؟

۴-اگر تا دیروز عبدالله کاندید مظلوم بود و می گفت تقلب شده ، ولی با اعلام اینکه یک و نیم ملیون رای مخدوش است که سیصد هزارش را ستاد عبدالله به صندوقها انداخته است ، واقعاْ نباید به صداقت این فرد شک کرد؟دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 12:22 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

دیروز از سر بیکاری یک سر رفتم دانشگاه آمریکایی در سرک دارلامان که ببینم حرف حسابشان چیست.البته یک چیزی رو قبلاْ شنیده بودم و دیروز هم نشانه هایی را از آن دیدم و آن اینکه این دانشگاه آمریکایی مثل دانشگاه آمریکایی بیروت و یا دوبی نیست که مال آمریکایی ها باشد.صاحبان اصلی این دانشگاه همین احسان الله بیات و عزیزی ( رئیس عزیزی بانک ) هستند.ساختمانهایی هم که در این دانشگاه هست به نام همین زن و بچه بیات و عزیزی است.آقا ما رفتیم قسمت ادمیشن و بعد از پر کردن یک فرم که در مورد اینکه کی هستم و چی هستم و چی کارم به سوالای من جواب دادند.البته در این قسمت ادمیشن یک یاروی آمریکایی پشت یک کامپیوتر نشسته بود.اون زنی که با من حرف میزد انقدر با لهجه غلیظ کابلی که البته اکثریتش رو انگلیسی تشکیل می داد حرف می زد که نصف حرفاش رو نفهمیدم و الکی سرم رو تکون میدادم.حالا حرف حساب این دانشگاه چی هست؟اگه مدرک تافل داشته باشین مستقیم می رین سر کلاس می شینین.سه تا رشته هم بیشتر ندارند.آی تی ( IT ) مدیریت بازرگانی و مطالعات عمومی ( که من نفهمیدم یعنی چی ).هر ترم ۴ماه هست. در یک ترم بیشتر از ۵ عنوان درسی و کمتر از ۲ عنوان نمی توانید انتخاب کنید.شهریه هر ترم بسته به تعداد دروسی که  انتخاب می کنید متغیر است.البته در حالت نرمال شهریه هر ترم ۲۵۰۰ دلار است.اگه مدرک تافل هم نداشه باشین ۱۰۰۰ افغانی می دین و یک امتحان تعیین سطح ازتون می گیرند که چهارشنبه هر هفته این امتحان برگزار می شه.اگه تو این امتحان قبول شدین می رین سر کلاسهای آموزش زبان می شینین.یک مدلش از ساعت ۹ صبح تا ساعت ۵ بعد از ظهره که چهار ماهه هست و ۲۵۰۰ دلار شهریشه.مدل دیگش هم از ساعت ۵ بعد از ظهر تا ۸ شبه که اونم ۴ ماهه هست و ۱۵۰۰ دلار شهریشه.
در ضمن اگه تو یک دانشگاه یا کشور دیگه یکی از این رشته ها رو دارین میخونین تحت شرایط خاصی می شه که درسهای مشترکی که تا حالا پاس کردین رو ترانسفر کنین.
حالا دیگه تصمیم با خودتونه.می خواین بشینین کنکور بدین دانشگاه دولتی قبول بشین یا برین یکی از این موسسات تحصیلات عالی خصوصی که مثل قارچ دارن سر از زمین در میارن و یا اینکه اگه پول دارین برین دانشگاه آمریکایی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 2:25 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

 ماه رمضان در کنار همه برکات معنوی که می تواند داشته باشد، یک ارمغان دیگر هم دارد و آن ازدیاد خواب در این ماه مبارک است.البته روی حساب اینکه خواب روزه دار هم عبادت است.خیلی ها هم هستند که همین رویه ( خواب زیاد ) را در این ماه در پیش می گیرند.البته کلاْ در این ماه همه همین طور هستند.هر کس به فراخور مقام و جایگاهش برنامه های عمومی خود را در این ماه کاهش می دهد تا بتواند بیشتر در خانه باشد و به عبادت ( همان خواب ) بپردازد.ولی خوب این موارد شامل کاندیداهای انتخابات ماضی نمی شود.آنها همچنان به رایزنی ها و مذاکرات پشت پرده ادامه می دهند.ولی گویا کرزی میل چندانی به اینکه عبدالله را در دولت شریک سازد ندارد و بیشتر با فشار خارجی ها این مذاکرات صورت می گیرد تا سرپوشی باشد بر بحث تقلب در انتخابات.بر خلاف پیش بینی من مشارکت مردم در انتخابت به شدت کم بود ولی با این وجود باز هم کرزی اکثریت آرا را از آن خود کرده است.این را از قبل همه می دانستند.هم خارجی ها و هم خود کرزی و هم عبدالله و هم سایر بازماندگان.این وسط من دلم برای آن ۲۵۰  ملیون دالری می سوزد  که خرج برگزاری و تدارک انتخابات شد ، یعنی در واقع حیف شد و بر باد فنا رفت.گور بابای ملیونها دالری که عبدالله از این کشور و آن کشور گرفت و خرج تبلیغاتش کرد.اگر بنا به ائتلاف بوده است خوب مرتیکه خر از همان اول ائتلاف می کردی و این همه باعث اتلاف وقت ملت نمی شدی.البته این ائتلاف مئتلافی که می گویند را من بعید می دانم.کلاْ در افغانستان هر از چند گاهی یک شایعه ای ورد زبانها می شود و چند روزی روی بورس است و بعد هم نخود نخود هر که رود خانه خود.مثل استعفای کرزی که یک مدتی شایع شده بود یا آمدن حکمتیار و یا نخست وزیری خلیل زاد.هیچ کدامشان هم به وقوع نپیوستند و به کشور در همان مسیر عادی خود طی طریق می کرد و می کند و خواهد کرد.این بحث ائتلاف را هم من چیزی در همین مایه ها و در ادامه شایعات گذشته می دانم .

پ.ن:وقتی ۵ شبکه همزمان سریال حضرت یوسف نشان بدهند ، نتیجه اش همین می شود که شبها هم خواب یوسف و زلیخا ببینی.

+ نوشته شده در  جمعه 20 شهریور1388ساعت 4:32 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

تعجب می کنم از کسانی که این روزها حرف از دولت ائتلافی می زنند و می گویند کرزی پیغام و پسغام فرستاده برای عبدالله که خر نشو و بیا با هم دولت تشکیل بدهیم.سوالی که من دارم این است که الان دولت کرزی ائتلافی نیست پس چه لافیه؟فهیم و خلیلی و محقق و دوستم و اسماعیل خان و  سایر دوستان با کرزی اگر ائتلاف نکرده اند پس چی کار کرده اند؟به فرض هم که این خبر درست باشد ( که نیست ) این ائتلاف در قبال چه امتیازاتی صورت می گیرد؟کرزی دو پست معاونت داشت که صاحب دارند.یک وزارت و سه ولایت غربی را هم که به اسماعیل خان داده.طبق ادعای محقق پنج وزارت ناقابل را هم پیشکش او کرده است.یک وزارت را به اکبری مظلوم وعده داده است.دوستم هم که بخواهد رفاقتی با کرزی حساب کند دو وزارت سهمش است.آقای دانش هم که گویا در کابینه ماندنی است.پنج شش تا وزارت هم که سهم خود پشتونهای کرزی است.دیگر چه سهمی می ماند که بخواهد به عبدالله تعلق بگیرد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 3:49 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

دیروز رمضان بشر دوست در میزگرد تلویزیون طلوع به صراحت گفت که هر کس به خاطر هزاره بودن به او رای داده است به افغانستان خیانت کرده است.البته نه از بشر دوست گله ای است و نه از مردمی که به خاطر هزاره بودن به او رای داده اند که اکثریت هزاره هایی که در دایکندی و جاغوری و بامیان این کار را کرده اند به همین خاطر بوده است.بشر دوست همینی هست که هست.یعنی او هم نیامده بگوید :آی مردم من هزاره ام به من رای بدهید.خودش در جلال آباد گفته بود که من هزاره هستم ولی نه از آن هزاره هایی که میخ بر سر مردم بکوبم.و حالا وقتی که خرش از پل رد شده و رای اکثر هزاره ها را برده است بیاید حرفهای خود را انکار کند.مردمی هم که به او رای داده اند تقصیری ندارند.آنها آگاه نیستند.نمی دانند چه خبر است.چرا؟چون که از امکانات بهره مند نیستند.بیش از ۲۰ شبکه تلویزیونی در کابل نشرات دارند.چند تایشان در هزاره جات هم قابل دسترسی هستند؟حداقل این شبکه های تلویزیونی شیعه که باید در هزاره جات هم آنتن داشته باشند.از تمدن که انتظاری نیست.فردا و نگاه و کوثر چی ؟چند نشریه در هزاره جات توزیع می گردد؟هیچی.همین هاست که باعث می شود که جای هیچ گله ای نه از بشر دوست باشد و نه از مردم.اشکال از خود ماست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 1:43 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

در این آدرس می توانید میزان آرای اعلام شده کاندیداها را بر اساس ۱۰ درصد آرایی که تا به حال شمرده و تایید شده است را ببینید.آمار کابل و بامیان و دایکندی به این شرح است:


ولایت کابل(۱۰ درصد )
اشرف غنی احمد زی : ۲۰۳۸
رمضان بشر دوست : ۳۰۶۷
حامد کرزی : ۱۷۷۳۶
عبدالله عبدالله : ۱۶۶۶۷

ولایت بامیان ( ۲۹ درصد )
اشرف غنی احمد زی : ۵۳۲
رمضان بشر دوست:۸۲۳۶
حامد کرزی : ۱۴۴۶۵
عبدالله عبدالله : ۱۰۱۲۰

ولایت دایکندی ( ۱۶ درصد )
اشرف غنی احمد زی : ۳۱
رمضان بشر دوست : ۱۷۶۳۲
حامد کرزی : ۵۷۴۲
عبدالله عبدالله : ۱۰۲۱

مجموع آرا ( ۱۰ در صد کل کشور )
اشرف غنی احمد زی : ۱۵۴۴۷
رمضان بشر دوست : ۵۳۸۱۲
حامد کرزی : ۲۱۹۵۳۹
عبدالله عبدالله : ۲۰۵۵۱۲

پ.ن: کمیسیون انتخابات می خواهد با اعلام آرا به این صورت جلوی آشوب ها و حساسیت ها را بگیرد.ولی با این حال هم همه می دانند که شمارش کل آرا تمام شده است و کرزی با اختلاف فاحشی پیروز شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 11:35 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱- دیشب یک تعداد از اقوام ما از منطقه ( ولایت دایکندی،ولسوالی شهرستان ) آمدند.چیزی که آنها تعریف می کنند مثل اینکه بشر دوست رای اکثریت مطلق آن مناطق را برده است.به طور مثال در منطقه ای به نام " الودال " که متشکل از چهار قریه است بشر دوست بیش از ۳۰۰۰ رای به دست آورده و کرزی حدود ۲۰۰ رای.عبدالله هم که زیر ۲۰ تا.خودشان هم می گویند که هر کسی را که ما دیدیم به بشر دوست رای داده بود.با همان دلایل عوامانه مردمان همان دیار که بشر دوست هزاره است و هزاره خود را تنها نگذاریم و...

۲-پریشب که در تلویزیون نگاه آرای به دست آمده از کاندیداها را به تفکیک ناحیه سکونت در شهر کابل می دیدم دو نکته به نظرم خیلی بارز آمد.نمی خواهم در اینجا بگویم تقلب گسترده ای شده است.قضاوت را به عهده خودتان می گذارم.
۲/۱-در ناحیه ۲۱ شهر کابل کل آرا ماخوذه را ۵۰۱۰۹  ذکر کردند که از این تعداد سهم کرزی ۱۰۰ درصد آرا یعنی ۵۰۱۰۹ رای بود و جلوی نام بقیه کاندیداها عدد " صفر " گذاشته بودند.
۲/۲- در ناحیه ۱۳ که همان دشت برچی است هم یک مورد تعجب بر انگیز بود.کاری به آرای کرزی و بشر دوست و عبدالله ( که خیلی کم بود ) در این ناحیه ندارم که همگی با عددی نشان داده شده بود.ولی کل رای سایر کاندیداها را در این ناحیه ۱۳ رای نوشته بودند.من کاری به سایر کاندیداها هم ندارم.این وسط چیزی که باعث تعجب من است این است که میرویس یاسینی که عبدالقیوم سجادی معاون دومش بود هم در همین دسته سایرین قرار گرفته بود که رایشان ۱۳ تا اعلام شده بود.من در برچی ستاد انتخاباتی یاسینی را دیدم.ستاد بزرگی بود.فکر می کنم اگر فقط اعضای همان ستاد با خانواده هایشان و همچنین بعضی از اقوام نزدیک سجادی که در برچی ساکن هستند به یاسینی رای می دادند حداقل حداقل رای یاسینی در این ناحیه ۱۰ برابر این مقدار می بود.
باز هم متذکر می شوم که آرا بقیه ۲۸ کاندید دیگر غیر از کرزی و بشر دوست و عبدالله ، روی هم رفته در این ناحیه ۱۳ رای اعلام شده بود.

پ.ن : کمیسیون مستقل انتخابات هنوز هیچ آرایی را تایید نکرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 11:9 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

یکی از مواردی که در کابل خواب را از چشمان شما می رباید بلند گوهای مساجد است.بلند گوهایی که از ساعت ۳:۳۰ صبح شروع به اذان گفتن می کنند تا ساعت ۴:۳۰.این روزها هم که به برکت ماه رمضان نماز تراوح به این جمع افزوده شده است و ملا امامان مساجد علاقه زیادی دارند که صدایشان حین قرائت نماز از بلندگوهای مسجد پخش شود.البته اینها مربوط به مساجد اهل سنت است.در مساجد شیعیان این موارد وجود ندارد ولی چیزی که باعث می شود نام مساجد اهل تشیع هم در این جمع آورده شود سنتی به نام " پنج شنبه خوانی و جمعه خوانی " است که در آن علمای کرام به وعظ و ارشاد می پردازند و طبیعتاْ بلندگوهای مسجد هم آن را با قدرت هر چه تمام تر نشر می کند.

پ.ن: یکی دیگر از برکات ماه رمضان، قرآن و اذان پخش کردن تلویزیونهای طلوع و امروز است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 11:30 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

دیشب تلویزیون نگاه آرا اعلام شده به تفکیک حوزه های رای گیری در نواحی ۱۰ و ۱۳ و ۶ شهر کابل را منتشر کرد.در هر سه ناحیه کرزی پیشتاز بود.در ناحیه ۱۰ عبدالله دوم بود و در ناحیه ۱۳ ( دشت برچی ) بشر دوست.البته در تعدادی از حوزوات رای گیری بشر دوست اول شده بود مثل لیسه معرفت.( البته تا جایی که من یادم هست ) ولی در کل آرای کرزی بسیار بیشتر از دو کاندید دیگر بود. قبل از انتخابات گمان می رفت بشر دوست اکثریت رای هزاره ها را ببرد اما مثل اینکه چنین نشده است.خبری از هزاره جات ندارم ولی شاید بشود نتایج بدست آمده از برچی را به آنجا هم تعمیم داد.( یک کمی بالا یا پایین تر )
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 11:54 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱- انتخابات هم تمام شد.بر خلاف آنچه گفته می شد طالبان نتوانستند کدام عملیات مهمی را در جریان رای گیری اجرا کنند و مشارکت مردم با توجه به شرایط موجود روی هم رفته خوب بوده است.البته هرگز در حد و اندازه های انتخابات قبلی نبوده است.در مناطق هزاره جات مردم مشارکت خوبی داشته اند و گویا بر اساس اخبار رسیده و شمارش آرا تا این لحظه کرزی در آن مناطق پیشتاز است.البته در سایت کمیسیون انتخابات هنوز شمارش آرا اعلام نشده است.تخلفات هم در حدی نبوده است که بشود به آنها پرداخت و بسیار بسیار کم بوده است و ناگزیر.چرا که اگر چیز خاصی می بود تا حالا عبدالله آن را علم کرده بود  پیراهن عثمان درست می کرد.تخلفاتی مثل پاک شدن رنگ انگشت و دخالت کارمندان مراکز رای گیری در روند رای گیری مردم که به چه کسی رای دهند.

۲- امروز ( جمعه ) را ما به حساب یوم الشک روزه گرفته ایم.ولی گویا کس دیگری جز ما این کار را نکرده است.ولی به هر حال فردا به احتمال بالای صد در صد روز اول ماه رمضان است.البته در افغانستان که کسی دنبال رویت هلال ماه نیستند.منتظرند ببینند عربستان چی کار می کند که آنها هم همان کار را بکنند.

+ نوشته شده در  جمعه 30 مرداد1388ساعت 1:41 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

امروز ساعت ۷:۳۰ صبح با صدای مهیبی از خواب بلند شدم.با توجه به اینکه رسانه ها از انعکاس اخبار مربوط به بمب گذاریها و نا امنی های امروز منع شده اند نتوانستم بفهمم که آیا صدای بمب بود یا کدام چیز دیگر؟ولی وقتی با دیگران صحبت می کردم همه متفق القول بودند که بمب بوده است.راس ساعت ۸ هم صدای دیگری آمد در حد و اندازه های همان صدای قبلی.فعلاْ حرفها وشایعات زیاد است.باید منتظر باشیم تا مراجع معتبر در این مورد چه می گویند.ساعت ۹ همراه آقای دانش و پدرم به حوزه رای گیری نزدیک خانه مان در چوک ده بوری رفتیم که خلوت بود.تک و توک افرد برای رای دادن آمده بودند.ولی وقتی به برچی برای مشاهده جریان رای گیری رفتیم مشارکت مردم در آنجا خوب بود و در چند مسجد لب سرکی که ما دیدیم صفهای مردم تشکیل شده بود که منتظر رای دادن بودند.عکسهایی را از مشاهدات امروز خودم را برایتان می گذارم.

آقای دانش و پدرم در حوزه رای گیری

کارمندان کمیسیون انتخابات

یک مرکز رای گیری در برچی

زنان در صف رای


+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 12:57 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-دیروز مناظره تلویزیونی بین کرزی، اشرف غنی و بشر دوست برگزار شد.البته این مناظره بیشتر به برنامه ارائه برنامه ها شباهت داشت تا یک مناظره چالشی.ولی گاهاْ بشر دوست حملاتی را متوجه دو نامزد دیگر ، به خصوص کرزی می کرد.البته بشر دوست در این مناظره به نسبت سایر برنامه ها و سخنرانی هایش معقول تر و آرام تر ظاهر شده بود.کرزی بسیار متین بود و در قامت یک رئیس جمهور به سوالات پاسخ می داد و اشرف غنی هم چیزی بین این دو.مجری که بیشتر سوالات را به زبان پشتو طرح کرد سوالات مشخصی در مورد مسائل مختلف از قبیل امنیت ، مذاکره با طالبان ، فساد اداری و زنان و... از کاندیداها می کرد و هر کاندید موظف بود در ۲ یا ۳ دقیقه پاسخ دهد که بشر دوست مکرراْ وقت کم می آورد ولی کرزی وقت زیاد می آورد.این مناظره در تالار تلویزیون ملی و در حضور تعدادی از حاضرین برگزار شد و  بعضی از شبکه های خصوصی دیگر هم آن را  نشان می دادند.

۲-در نظر سنجی اخیری که از سوی یک موسسه آمریکایی منتشر شده است ، پیش بینی شده که انتخابات به مرحله دوم کشیده شود.در این نظر سنجی کرزی ۴۴ درصد ، عبدالله ۲۶ درصد ، بشر دوست سوم ( یادم نیست چند درصد ) و اشرف غنی هم ۶ درصد آرا را به خود اختصاص داده اند.ولی من خودم فکر می کنم انتخابات در همین دور اول تمام شود و معتقدم کرزی بین ۵۰ تا ۵۵ درصد ، عبدالله بین ۲۰ تا ۲۵ درصد ، بشر دوست بین ۱۰ تا ۱۵ درصد و اشرف غنی هم زیر ۵ درصد خواهد بود.مشارکت مردم در بعضی از مناطق نا آرام ( حداکثر ۱۰ ولایت ) زیر ۵۰ درصد خواهد بود و در بقیه جاها ۵۰ درصد و بیشتر.البته در کابل و شمال و هزاره جات شاهد مشارکت بالای ۶۰ درصد خواهیم بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 11:21 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

همزمان با اوج گرفتن مبارزات انتخاباتی در افغانستان و اینکه تنها فرصت کمی ( ۲ روز ) تا پایان موعد قانونی برای تبلیغات وقت مانده است نگرانیها از بروز نا امنی در روز انتخابات به ویژه با انفجار دیروز شهر کابل که ۷ کشته بر جای گذاشت تشدید شده است.البته من خودم فکر نمی کنم مثلاْ این انفجار دیروز تاثیر چندانی بر مشارکت مردم در انتخابات بگذارد.چیزی که من به آن معتقدم این است که بسیاری از این التهاباتی که آدم فکر می کند وجود دارد چیزی است که رسانه ها به آن دامن می زنند.من خودم در شهر و در مواجهه با آنان نه نشانی از ترس در آنها می بینم و نه کسی را دیده ام که بگوید با وجود این انفجار و احتمال انفجار در روز رای گیری در انتخابات شرکت نمی کند.با توجه به شرایط و قرائن هم حدس می زنم که مشارکت در کابل و شمالی و مناطق مرکزی ( هزاره جات ) بالا باشد ، مثلا چیزی بالاتر از ۶۰ درصد.مطمئن هم هستم که در روز انتخابات کدام حادثه مهمی روی نمیدهد.یعنی امنیت آن روز را تضمین شده می دانم و نگرانش هم نیستم.نگران تقلب در انتخابات هم نیستم.تقلب اگر بشود هم در حدی نخواهد بود که در نتایج کلی انتخابات تاثیر چندانی بگذارد.البته با وجود این همه ناظر از سوی خود کاندیداها و احزاب و نهادهای مدنی و همچنین ناظران خارجی احتمال تقلب بسیار کمتر از آن چیزی خواهد بود که گمان می شود.من بیشتر نگران نا آرامی ها و آشوبهای بعد از انتخابات از سوی کاندیداهای شکست خورده هستم.برای اینکه مطمئنم اعتراضهای بعد از انتخابات بعضی کاندیداها بعد از انتخابات منجر به خشونت می شود و خشونت در افغانستان یعنی علی الحساب مرگ چند ده نفر و یا چند صد نفر.همین امر باعث شده که بعضی از افرادی که توانایی اش را دارند برای فردای انتخابات بلیط برای خارج از افغانستان رزرو کرده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 10:35 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

امروز ( جمعه ) داکتر عبدالله به دایکندی سفر کرده بود.استاد خلیلی به مزار رفته بود.اشرف غنی مثل اینکه قرار بوده به بامیان برود و کرزی هم به هرات رفت.از دیگر جاها خبر ندارم و خبرهایم محدود به همان گزارشهای تلویزیونی است که پخش می شود.ولی دایکندی را که خبر دارم مثل اینکه در کمال تعجب استقبال خوبی از عبدالله شده است.به دایکندی ( در واقع نیلی ، مرکز ولایت ) محقق ، خلیلی و بشر دوست قبلاْ سفر کرده بودند.قرار بود که خود کرزی روز چهارشنبه همراه استاد خلیلی هم به آنجا سفر کند ولی تلفن محقق به کرزی مانع از انجام این کار شد.محقق که اوایل هفته گذشته به نیلی سفر کرده بود و در آنجا در حمایت از کرزی سخنرانی کرده بود وقتی از آمدن کرزی به نیلی خبر دار می شود به کرزی زنگ می زند و می گوید اگر قرار بوده تو بیایی چرا من را زودتر فرستادی؟ کرزی هم به همین دلیل سفر خود را به نیلی لغو می کند و استاد خلیلی به تنهایی به این ولایت سفر می کند.طبق حرفی که امروز آقای مصطفی اعتمادی ( رئیس ستاد انتخاباتی کرزی در دایکندی ) میزد، میزان استقبال از عبدالله امروز کمتر از استاد خلیلی و بیشتر از محقق و بشر دوست بوده است.ولی تلفنی که با پسر خاله ام در نیلی صحبت می کردم او میزان استقبال از عبدالله را بیشتر می دانست.( پسر خاله ام کارمند است و تا حدودی بی طرف است.تا اینجا هم حتی به من نگفته که به چه کسی می خواهد رای بدهد.)البته میزان استقبال از بشر دوست را کنار این بگذارید که او هیچ گونه ستاد انتخاباتی منسجمی در دایکندی ندارد و بی خبر به این ولایت سفر کرده بود.ولی اگر بخواهیم یک برآورد بی طرفانه از هزاره جات و به خصوص ولایت دایکندی داشته باشیم باید گفت که بشر دوست اکثریت نسبی را در این مناطق بدست می آورد.کرزی هم در هزاره جات طبق گزارشهای رسیده دوم است.ولی در مجموع استقبال امروز از عبدالله برای او یک پیروزی به حساب می آید.

بعداْ نوشت: انفجار امروز ( شنبه) در کابل فاصله زیادی از خانه ما ( ده بوری ) داشت.صدایش را نشنیدم ولی مثل اینکه ساعت ۸ و نیم صبح بوده و در منطقه شش دره.روبروی ساختمان متعلق به آیساف.البته در این مناطق ادارات دولتی دیگری هم هستند مثل تلویزیون ملی و یکی از ورودی های ریاست جمهوری هم در همان نزدیکی هاست.

+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 7:17 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

این آقای صمدی ، روحانی ( معلم ) کاروان حج ما بود.آدمی شوخ طبع .بنده خدا چند وقت پیش هم همسرش را بر اثر بیماری از دست داد.

این خانم هم احتمال رای آوردنش زیاد است.شاید خودتان حدس بزنید برای چی؟
من هم قصد دارم در شورای ولایتی به این خانم رای بدهم.نه به خاطر آن چیزهایی که شما فکر می کنید.بلکه برای اینکه در پوستر دیگری که چاپ کرده نوشته " پیگیر مشکلات شما در سطح ولایت در حد صلاحیت" و این یعنی صداقت.چیزی که این روزها در افغانستان بسیار کمیاب است.

این عکس به انتخابات ربطی ندارد.به قلیون کشیدن آیت الله محسنی در وسط اجلاس سالیانه شورای علمای شیعه سراسر کشور دقت کنید.در این اجلاس آقای محسنی در انتخاباتی که هیچ رقیب دیگری نداشت یکسال دیگر به عنوان رئیس شورای علمای شیعه انتخاب !!! شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 1:1 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

 پاسخی به دوست عزیز آقای غلامرضا واعظی!

حتماْ همه تان با اصطلاح عشوه آشنا هستید.عملی که معمولاْ دختران انجام می دهند و عبارت است از قر و قمیش هایی که در مواجه با دیگران به خصوص پسران به کار می برند.اما یک وقتی هست که یک دختر کاری فراتر از حد استانداردهای موجود انجام می دهد.آنوقت است که اصطلاح " عشوه خرکی " را به کار می برند.من دموکراسی موجود در افغانستان را  با توجه به سطح آگاهی مردم فراتر از استانداراهای آنان می دانم . حالا نامش مهم نیست.دموکراسی خرکی یا دموکراسی افسار گسیخته و یا دموکراسی بی در و پیکر.بر این دموکراسی هیچ قاعده و قانونی حاکم نیست و بازیگران آن هم از کدام قاعده و معیاری پیروی نمی کنند.یک منتهی الیه این دموکراسی خواننده ناکام ستاره افغان است و در منتهی الیه دیگر آن کسی که در پوسترهایش خود را کاندید مورد تایید شورای علمای شیعه می داند. "دموکراسی عرفی شدن سیاست و حکومت است." درست.ولی آیا دموکراسی حکومت نخبگان هم هست یا نه؟ پاسخ من به این پرسش مثبت است.پس آیا پسر فلان حاجی که تمام عمر خود را در خارج سپری کرده و هنوز به اصطلاح پشت لبش سبز نشده و خود را کاندید شورای ولایتی کرده است و مخارج کمپاینش از مجموع مخارج کاندیداهای ریاست جمهوری بیشتر است هم در دایره نخبگان قرار میگیرد؟ اصلاً مدل دموکراسی آمریکا با کشوری مثل افغانستان متفاوت است و مقایسه رویدادهای این دو کشور در حوزه دموکراسی از بنیاد داری اشکال است.مسیری که آمریکا طی کرده و به دموکراسی امروزی خود رسیده است را با مسیری که افغانستان در دوران جدید و به لطف همان زور آمریکا طی کرده است را با هم مقایسه کنید.خودتان به عمق فاجعه پی می برید.دموکراسی خرکی یعنی یک کاندید شعارش " احترام به به مذهب مردم " باشد.حال آنکه کسی از یک کاندید و یا وکیل احترام به مذهب را در خواست نکرده است.آن وکیل باید بیاید و برنامه اش را شرح دهد نه اینکه بگوید به چه چیزهایی احترام می گذارد.دموکراسی خرکی یعنی اینکه یک کاندید شورای ولایتی دم از " تغییرات بنیادین " در سطح کشور بزند.خوب است که خودتان معترفید : " نمیتوانم انکار کنم که یکی از بزرگترین حلقه های مفقود جامعه ما آگاهی و کمبود آموزش به طور اعم و کمبود نیروی متخصص و فرهیخته به طور اخص است ." آیا فکر نمی کنید پیش نیاز دموکراسی در افغانستان " آگاهی" است؟و اینکه مردم از یک حداقل هایی برخوردار باشند سپس سراغ دموکراسی بروند.حداقل هایی در حوزه سیاست و فرهنگ و اقتصاد .من فکر می کنم دموکراسی در جامعه ای که اکثریت مطلق آن بی سواد مطلق هستند و در آمد سرانه ای کمتر از هزار دلار در سال دارند ، معایبش بسیار بیشتر از منافعش است.
راستی در اول نوشته تان هم به تقوای گفتار توصیه کرده اید و اصطلاح " دموکراسی خرکی " را زائیده " گفتمان دمده غالب روشنفکر چپ زده بازاری ایران " دانستید.آیا دکتر عبدالکریم سروش هم که خاتمی را " خواجه خندان " نامید تحت تاثیر " گفتمان دمده غالب روشنفکر چپ زده بازاری ایران " بوده و هست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 11:38 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

این بنده خدا فکر کنم شکست عشقی خورده که شعارش رو محبت ، محبت ، محبت!!! قرار داده.

این آقای واعظ بهشتی یکی از همسفرهای حج ما بود.آدمی فوق العاده خونسرد.اگر به ایشان رای دهید جای دوری نمی رود.
گیلاس و آلبالو دو میوه بهشتیست
نشان انتخاباتی از واعظ بهشتیست!!!

این خانم به لطف دموکراسی خرکی! که در افغانستان حاکم هست خود را کاندید شورای ولایتی کرده است.نامزد ناکام در برنامه دوم ستاره افغان تلویزیون طلوع.
در مورد دموکراسی خرکی! بعداْ توضیح میدهم!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 4:56 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

دارم فکر می کنم اگه این اویامای بدبخت شعار " تغییر " سر نمی دارد ، یعضی از این کاندیداهای ریاست جمهوری و شورای ولایتی !!! چه شعاری رو انتخاب می کردند!

+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 6:35 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

یک وقتی هست یه خبرای کلی می شنوی که بله، افغانستان را دارند چور می کنند و بخور بخور به شدت جریان دارد.اما یک وقتی هست که به طور موثق و مستند می شنوی که فلانی و فلانی رسماْ یک کیسه دوختند و دارند جمع می کنند.قشنگ هم می دونی که به چه روشهایی و با چه ترفندهایی!وقتی هم کاری از دستت بر نمیاد ( مثل من ) اعصابت بیشتر خورد می شه!!!
این نیز بگذرد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 10:4 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

چقدر این تیتر نچسب است.یعنی از دل برنیامده که بر دل نشیند.یک کپی برداری ناشیانه از لحن نوشته های روزنامه های ایران، وقتی که می خواهند شکوه استقبال از یک شخصیت یا رویداد را بیان کنند.

اینها را نوشتم که اگر کسی یک روزی خواست مثلاْ آرشیو اینجا را بخواند و تیر ماه ۸۸ را انتخاب کرد دست خالی برنگردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 8:45 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

محقق کار خوبی کرد که با کرزی ائتلاف کرد.یعنی اوضاع افغانستان چنین اقتضا می کرد و محقق به نظرم عاقلانه ترین و منطقی ترین تصمیمی را که می شد گرفت.ولی این سخنرانی آخر محقق را من نمی توانم در ک کنم.با یک حساب سر انگشتی می توان تا حدودی !!! فهمید یا محقق دروغ گفته یا کرزی .الان کل وزرای هزاره در دولت ۴ نفر است.با این حرفی که محقق زده ( کاری به ولایت شدن بهسود و جاغوری ندارم ) یعنی قرار است این سهم در دولت آینده به ۵ وزیر افزایش پیدا کند و هر ۵ نفر هم از حزب محقق باشند.این وسط سهم دوستم که موتلف محقق است چه می شود؟ حتما او هم حداقل ۳ وزارتخانه گرفته است.سهم حزب وحدت و سایر احزاب شیعی چه می شود؟با این ادعایی که محقق کرده یعنی همه اینها پشم!!!اصلاْ یک سوال: حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان!!! ( شما بخوانید محقق ) ۵ نفر آدم در شآن وزیر شدن دارد ؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 0:51 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-طبق یک نظر سنجی که در کابل و ولایات صورت گرفته است حامد کرزی در رتبه اول قرار دارد، بشر دوست دوم ، عبدالله سوم و اشرف غنی چهارم.

۲-کرزی به عبدالله پیشنهاد ریاست اجرائیه دولت که قرار بود به خلیل زاد تعلق بگیرد را داده است که با مخالفت عبدالله مواجه شده است.

۳-قرار است شخصیتهای هزاره طرفدار کرزی یک ستاد مستقل از ستاد مرکزی کرزی برای کمپاین کرزی راه اندازی کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 3:25 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

طوری که قبلاً هم گفتم یکی از امراض بسیار بدی که جامعه ما به آن دچار شده است مرض افراط و تفریط است.حالا نمی خواهم بحث تئوریک کنم که اعتدال چیست و با توجه به این اعتدال، افراط و تفریط کدام است. البته در حدی هم نیستم که بخواهم به این موضوع بپردازم.ولی با توجه به شرایط امروز افغانستان  به نظرم می توانم تشخیص دهم کدام مورد مصداق افراط گرایی است و کدام مورد هم اعتدال است.
اگر با توجه به اوضاع انتخاباتی بخواهم بگویم اعتدال یعنی اینکه به کرزی باید رای داد.اعتدال در رویکرد به کرزی یعنی اعتقاد به این که او خیر الموجودین است و در عین حال از نقد او غافل نشدن.انتخاباتها در همه جای دنیا انتخاب بین خیر المطلوبین نیست.همیشه باید بین گزینه های موجود یکی را برگزید.یعنی خیر الموجودین.شما یک نگاهی به لیست کاندیداهای این دوره بیندازید.واقعاً کدام یک از این افراد در مقایسه با کرزی از شایستگی بهتری برای ریاست جمهوری برخوردارند؟تعصبات قومی و مذهبی را کنار بگذارید.صد در صد به کرزی می رسید.حالا این وسط عده ای  هستند که می گویند ما اصلا رای نمی دهیم و این دموکراسی که در افغانستان حاکم است مطلوب ما نیست و اینجا باید به افراد رای داد در حالی که در دموکراسی واقعی به احزاب و برنامه ها رای می دهند و حرفهایی از این قبیل.اینها مصادیق تفریط و انفعال است.من دیگر نمی دانم در برابر این افراد چه باید گفت.همان کشورهایی که به قول اینها مردم به احزاب و برنامه ها رای می دهند هم از یک جایی شروع کرده اند.یک دفعه نیامدند از خواب بیدار شده باشند و یا علی به احزاب و برنامه ها رای بدهند.اگر این طور است این افراد هم بروند یک جایی مثل غار اصحاب کهف پیدا کنند و بخوابند و دوستانشان هر وقت افغانستان به آن سویه رسید از خواب بیدارشان کنند.
خلاصه اینکه من در انتخابات پیش رو اگر در افغانستان باشم با تمام انتقاداتی که به کرزی و دولتش وارد است به او رای می دهم.چرا که اعتدال همین را حکم می کند.

پ.ن: از تمام کسانی که اینجا را می خوانند خواهش می کنم اگر نظری می نویسند ادب را رعایت نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 11:10 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

شاید از خودتان بپرسید دلیل اینکه کسانی مثل خلیل زاد و احدی و جلالی بعد از آن همه تبلیغات و هیاهو و کش و گیر از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری خودداری کردند چیست؟
طوری که من از منابع موثق شنیده ام همه این کارها زیر سر آمریکاست.یعنی این افراد به درخواست آمریکا از این کار منصرف شده اند.اما نه برای اینکه دوباره کرزی به راحتی انتخاب شود،بلکه این کشور نقشه های دیگری برای افغانستان کشیده است که به وسلیه این سه تن در صدد اجرایی کردنشان است.
کرزی در سفر اخیر خود به آمریکا با خواسته های عجیبی از سوی این کشور مواجه شده است که باعث تعجب و خشم او می شود.مطابق این خواسته ها بعد از انتخابات، آمریکا به طور رسمی یک دفتر اجرایی در کابل افتتاح می کند که مسئولیت آن با زلمی خلیل زاد است.در واقع این دفتر اجرایی ( بخوانید دولت آمریکا و زلمی خلیل زاد ) هست که تصمیم گیریهای اصلی در مورد افغانستان را می گیرد و نقش کرزی تا حد یک رئیس جمهور تشریفاتی تقلیل پیدا می کند.همچنین انور الحق احدی طبق نقشه آمریکا به عنوان وزیر خارجه و علی احمد جلالی هم به عنوان مشاور امنیت ملی منصوب خواهند شد.در کنار هر وزیر هم یک مشاور آمریکایی خواهد بود که در واقع نفر اول وزارت می باشد.البته کرزی با این خواسته ها به شدت مخالفت کرده است و به آمریکایی ها پیشنهاد کرده یک بار دیگر تاریخ افغانستان بعد از استقلال این کشور را بخوانند.

بی ربط: دلیل اصلی انصراف گل آقا شیرزی به نفع کرزی این بوده که کرزی به او وعده داده بعد از انتخابات او را به عنوان وزیر داخله منصوب می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 7:48 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱- اگر کدام حادثه خاصی رخ ندهد کرزی فردا دوشنبه به همراه استاد خلیلی و مارشال فهیم برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کند.شاید بتوان از هم اکنون بزرگترین بازنده انتخابات پیش رو را احمد ضیا مسعود دانست که با اتفاقاتی که در چند روز اخیر افتاد تبدیل به مهره سوخته ای شد که دیگر کسی برای جلب نظر او تلاش نمی کند.مسعود که در ابتدا با وعده جبهه ملی مبنی بر اینکه کاندید این جبهه در انتخابات خواهد بود به انتقادات خود از دولت شدت داده بود ، ناگهان با اعلام جبهه ملی مبنی بر اینکه کاندید آنها عبدالله است مواجه شد و احساس کرد که او را دور زده اند.بر همین اساس سعی کرد که از قافله عقب نماند و خودش تصمیم به کاندیداتوری گرفت.وقتی دید کسی از او حمایت نمی کند و توان کافی هم برای این کار ندارد با گل اقا شیر زی وارد زد و بند شد و به معاونت او اکتفا کرد.اما پس از ملاقات ۴ ساعته شیر زی با کرزی و انصراف شیرزی از کاندیداتوری در انتخابات مسعود تمام ارزوهای خود را بر باد رفته دید و فعلاْ هم تصمیم گرفته است سکوت کند و خود را به دست روزگار بسپارد تا ببیند چه سرنوشتی برایش رقم زده است.

۲-این روزها بازار زد و بندهای سیاسی در کابل داغ داغ است.استاد خلیلی که به چیزی که می خواست رسید و سر خوش از این پیروزی به فکر فردای بعد از انتخابات است.محقق از کرزی خواسته که وعده هایی را که الان به او می دهد به صورت مکتوب بنویسد و زیرش را هم امضا کند تا فردا زیر قولش نزند.طبیعی هم هست که کرزی زیر بار این خواسته نمی رود.جوادی ( وکیل بامیان) و بهزاد و فهیمی بلخابی تشکل جدیدی تحت عنوان "مجمع راه نو" راه اندازی کرده اند که کارش مخالفت با کرزی است.عرفانی و اکبری و انوری با یکدیگر ائتلاف کرده اند و تصمیم به حمایت قربة الی الله از کرزی دارند.

 پی نوشت: بارسلونا بر جنازه رئال نماز خواند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:24 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

منابع موثق خبر می دهند کرزی روز شنبه به منظور نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کند و مارشال فهیم را به عنوان معاون اول و استاد خلیلی را به عنوان معاون دوم معرفی خواهد کرد.در ضمن حاجی محمد محقق هم پس از رایزنیهای گسترده با سایر نامزدها با وعده یک وزارت به تیم کرزی پیوسته است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 10:32 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

این روزها قانون احوال شخصیه حسابی روی بورس است.می خواستم پیش تر چیزی در این مورد بنویسم ولی منتظر شدم تا کمی گرد و خاکها فروکش کند و آن وقت من شروع کنم به منبر رفتن!
من نظرات موافقان و مخالفان این قانون از آیت الله محقق کابلی و شیخ آصف گرفته تا معلم عزیز و سیما سمر را خوانده ام و دیده ام و شنیده ام.ولی احساس کردم همه ی این موافقتها و مخالفتها بیشتر سیاسی کاری است و کسی واقعاْ دلش برای زن شیعه نسوخته.
امروز علمدار مخالفت با این قانون معلم عزیز شده است که من نظرم این است که بیشتر در پی یک تصفیه حساب شخصی با محسنی است.حالا نمی خواهم کارها و سخنان محسنی را تایید کنم که به شخصه من هم از این آدم خوشم نمی آید ولی این مسئله کاملاْ شخصی است و هیچ وقت نمی آیم به بهانه یک موضوع دیگر سراغ کینه های چندین ساله بروم.
این قانون به صورت نانوشته سالهاست که در حال اجرا شدن است و زنی هم اعتراض نکرده است.چرا؟چون اصلاْ از اینکه آنها هم به نام زن از حق و حقوقی برخوردارند بی خبرند.
من به جای اینکه دنبال سخنرانی های این موافق و آن مخالف بروم و بدوم،دنبال رسیدن به وضعیتی هستم که لا اقل بتوانیم و بتوانند به زنان محرومی که در هزاره جات و دیگر نقاط افغانستان زندگی می کنند بیاموزیم که از حق و حقوقشان دفاع کنند تا فجیع زندگی نکنند و فجیع نمیرند.هر کسی که کمک کند تا به این وضع برسیم چه معلم عزیز باشد و چه شیخ آصف من دستش را می بوسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 0:1 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

آقا این معرفی چکری به عنوان وزیر حج و اوقاف رو دست کم نگیرید.البته یارو خیلی خریت کرده که وزارت ۳،۴ ماهه رو قبول کرده.ولی برای اینکه بفهمید برای چی می گم دست کم نگیرید و خبرایی هست چند تا پازل رو کنار هم بذارید ببینید چی از توش در میاد:جبهه ملی(جمعیت اسلامی)،رابطه خراب کرزی با آمریکا،رابطه حسنه جبهه ملی(جمعیت اسلامی)با ایران...

پی نوشت:خبرایی از منابع فوق العاده موثق شنیدم که بیشتر به یک زلزله شبیه است.چه خوابهایی برای من و شما دیده اند...

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 2:34 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

در روزهای اخیر دو خبر بود که کمی بیشتر از سایر اخبار توجه دیگران را به خود جلب کرد.یکی انتصاب خانم جعفری به عنوان اولین زن به سمت شهردار نیلی و دیگری بالا آمدن الهه سرور دختر جوان هزاره تا مرحله شش بهترین برنامه ستاره افغان و سپس حذف از این برنامه و دادن شانس دوباره به او برای بازگشت با آرا بینندگان.
در هر دو مورد که من تحلیلها و نظرات دیگران را می خواندم به نظرم رسید که در مورد این دو شخص بسیار اغراق شده است.من معتقدم همانقدر که خانم سرابی در بامیان موفق بوده جعفری هم می تواند در نیلی موفق شود.البته باید این را هم در نظر داشت که سرابی تجربه وزارت را داشت و والی شد ولی جعفری به جز تجربه کار با چند موسسه خصوصی و همچنین تحصیلات کاملاْ غیر مرتبط ( مامایی ) با این شغل به این سمت منصوب شده است.من با گماردن زنان به این دست از سمت ها به خصوص در مناطق مرکزی زیاد موافق نیستم و معتقدم آنها نمی توانند کاری از پیش ببرند و فقط به عنوان یک سمبل مطرح می شوند و لا غیر.
الهه سرور هم که در این روزها به عرش برده شده است.ستاره افغان از همان دور اولی که برگزار شد خواه نا خواه به ورطه سیاست غلطید و به فینال رسیدن شکیب همدرد و حمایت همه جانبه استاد خلیلی از او در این مرحله گواهی بر این ادعاست.حمایتی که البته انتقاد برخی از اطرافیان خلیلی را هم باعث شد.پروسه اول ستاره افغان فتح بابی شد برای دخالت ساستمداران دیگر در این برنامه و حمایت علنی و یا پشت پرده از کاندیداهای هم قوم خود.در این دوره که الهه سرور هم به عنوان نماینده دختران و هم نماینده هزاره ها تا مرحله شش بهترین بالا آمد و ناگهان حذف شد خیلی ها در وصف او قلم فرسایی کردند که تو فلانی و الی و بلی و خلاصه او را تا عرش کبریایی بالا بردند.کاری ندارم که الهه خوب می خواند یا بد و چرا تیپش این طوری است و آن طوری نیست و این ادا و اطوارهایی که در می آورد چیست و با جمیع این جهات می تواند نماینده و سمبل خوبی برای دختر افغانی به طور عام و دختران هزاره به طور خاص باشد یا خیر؟که قطعاً این گونه نیست. توقعاتی که از الهه سرور در این مدت ایجاد شد توقعات بسیار بالایی بود و توسط همان کسانی ایجاد شد که ژست روشنفکری می گیرند و این جور چیزها را لازمه یک جامعه مدرن می دانند. باید قبول کرد که جامعه افغانی یک جامعه ای است که بسیار زن پرست است.زن پرست نه به معنای زن سالاری و اینکه زنها همه کاره اند.بلکه به این معنا که بسیاری از مردان افغانی در مقابل عشوه کوچکی از طرف زنان پاهایشان سست می شود و سعی در نزدیکی و یک کلام لاس زدن با زنان دارند.بسیاری از سیاستمداران طراز اول را دیده ام که چگونه در مقابل صدا نازک کردن یک دختر و یا یک زن دل از کفشان می رود.نمی خواهم بگویم خود من معصوم هستم و از این کارها مبرا.من تا کنون در موقعیتش قرار نگرفته ام و شاید اگر خود من هم در آن موقعیت قرار بگیرم همین گونه شود.یادم نمی رود در سال ۸۳ در اجلاس موسسان حزب وحدت یک خانم ناشناس که تازه از ایران آمده بود و نمی خواهم نامش را ببرم به وسیله همین تکنیکهای زنانه توانست در هیئت رئیسه خودش را جا کند و چند روزی خوب مانور داد.اما این خانم خودش را برای عضویت در شورای مرکزی کاندید نکرد.چقدر دلم سوخت به حال آن مردانی که آن چنان حقیرانه شروع کرده بودند به موزه پاکی و دم تکان دادن و ابراز تاسف از اینکه چرا خود را کاندید شورای مرکزی نکردید و از این حرفها.باید بودید و می دیدید.من که چیز خاصی در طول آن چند روز از آن خانم ندیدم ولی بعضی از همان افراد طوری جلوی چشمش از او تعریف می کردند که گویا بدون او باید نسخه حزب وحدت را پیچید و فاتحه ای هم نثارش کرد.البته این را بگویم که الان نسخه تمام احزاب در افغانستان،نه فقط حزب وحدت خود به خود پیچیده شده است.
خلص عرضم اینکه من این حمایتهای صورت گرفته از الهه سرور را چیزی جز همان خصلت زن پرستی خودمان نمی دانم .الهه کار شق القمری نکرده است و الگوی خوبی هم برای دختران ما نیست.این را با صدای بلند می گویم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 1:47 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

اگر سه پارامتر امنیت، مبارزه با فساد اداری و مبارزه با کشت تریاک  را به عنوان معیاری برای قضاوت در مورد عملکرد دولت کرزی در نظر بگیریم باید گفت که دولت کرزی یک دولت شکست خورده است و در رسیدن به اهدافش ناکام مانده است.

اوضاع امنیتی کشور روز به روز خراب تر می شود و دیگر تروریستان در نزدیکی قصر ریاست جمهوری هم قادر به انجام بمب گذاریهای دهشتناک هستند.به بمب گذاریهای مخالفین دولت باید لیست بلند بالای قتل و دزدی و آدم ربایی و تجاوز به کودکان خردسال را نیز اضافه کرد.

در مورد فساد اداری نیز باید سوگمندانه اذعان کرد که امروز چنان در افغانستان ریشه دوانیده که به یک امر بدیهی تبدیل شده است و همگان آن را به عنوان یک واقعیت موجود و غیر قابل تغییر پذیرفته اند.کرزی چند وقت پیش در یکی از سخنرانی هایش به صراحت اعلام کرد:"بحث من سر آن مامور پایین رتبه دولتی که رشوه میگرد نیست،او معاشش کم است و چاره ای جز رشوه گرفتن ندارد، من روی مقامات عالی رتبه دولتی که رشوه می گیرند بحث دارم."(نقل به مضمون)
وقتی رئیس جمهور کشور چنین بی پروا برای مامورین دولتی جواز رشوه گرفتن صادر می کند آیا می توان به محو این پدیده امید داشت؟ در مورد فساد حاکم بر افغانستان باید گفت نه تنها فساد اداری که امروز افغانستان به کلکسیون فساد اعم از اقتصادی ، سیاسی ، اخلاقی و... تبدیل شده است.

دولت در یکی دیگر از وعدهایی که داده بود مخصوصاً به جامعه حهانی و آن عبارت است از محو کشت تریاک نیز ناکام بوده است.اگر چه دولت عزم راسخی برای نیل به این هدف دارد و این را از ارگانهای زیادی که در این رابطه تشکیل شده است می توان به خوبی فهمید اما عدم همکاری مردمی که به این کار مبادرت می ورزند و بعضاً سستی خود دولت و نبود یک استراتژی مشخص برای این کار و همچنین قدرت زیاد مافیای موادر مخدر که  نفوذ زیادی در دولت دارد باعث شده است که دولت کرزی نتواند به اهداف حداکثری خود در این مورد دست پیدا کند.

انتخابات ریاست جمهوری سال آینده برگزار می شود،اوباما با شعار تغییر و همچنین موضع انتقادی نسبت به دولت افغانستان وارد کاخ سفید شده است.کرزی سعی در نزدیکی با روسیه به جای غرب دارد.
باید دید که دست تقدیر چه سرنوشتی را برای مردم افغانستان رقم زده است.

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 1:23 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

۱-جنایات اسرائیل در مقابل چشمان جامعه جهانی علیه مردم غزه کماکان ادامه دارد و این اوج معیارهای دوگانه مدعیان حقوق بشر در قبال این مفهوم را می رساند.اگر با منش سیاسی گروه حماس(منتخب قانونی مردم فلسطین) هم مخالف باشیم آیا این توجیهی برای سکوت در قبال جنایاتی که صورت می گیرد هست؟آیا تاوان مخالفت ما با حماس را باید زنان و کودکان غزه بدهند؟یا زنان و مردان غزه هم به خاطر اینکه در یک انتخابات کاملاْ دموکراتیک تحت نظر سازمان ملل به حماس رای داده اند گناهکارند و سزای عملشان هم بمبهای خوشه ای؟
چیز دیگری که در این میان جالب است نوع نگاهی است که برخی از هموطنان ما در قبال این مسئله دارند و در این میان ایران را بیشتر از اسرائیل مقصر می دانند و حتی تقصیری را متوجه اسرائیل نمی دانند و تمام کاسه،کوزه ها را بر سر ایران می شکنند.من دلیل این تحلیل را نمی فهمم و معتقدم ایران در قبال قضیه فلسطین در حد توان خودش کار کرده آن هم بر اساس منافعی که دارد که تمام کشورها و حکومتها همین کار را می کنند.

۲-این روزها در دانشگاهها موسم امتحانات است و ما هم که بر اساس سنت حسنه ای که در بین دانشجویان وجود دارد شب امتحانی هستیم.تمام امتحاناتمان ساعت ۸ صبح است و شبهای امتحان تا صبح بیدار هستیم و بعد از امتحان هم که به حالت غش به خواب می رویم.آخرین رکوردی که از خود در این زمینه بر جای گذاشته ام مربوط به هفته گذشته بود که بعد از امتحان اصول حسابداری ۱ از ساعت ۱ بعد از ظهر الی ۸ شب بدون حتی یک وقفه خوابیدم که در این میان حتی دو میس کال و یک اس ام اس هم باعث بیداری ما نشده بود!!!

۳-چند وقت پیش در وزارت علوم در تهران که دنبال نامه ویزای تحصیلی که باید به وزارت خارجه می بردم رفته بودم خانم ابراهیمی صاحب وبلاگ دختر ورسی را دیدم با یک کوله پشتی قرمز و لهجه غلیظ تهرانی که از روی لهجه به هر جایی می خورد باشد جز مردم ورس بامیان!!!

+ نوشته شده در  جمعه 27 دی1387ساعت 6:1 PM  توسط ع.و.هزاره  | 

غزه و شعار تغییر اوباما...

غزه و سکوت قبرستانی اعراب...

غزه و پذیرش واقعیتی به نام اسرائیل...

غزه و مسلخ حقوق بشر...

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 1:0 AM  توسط ع.و.هزاره  | 

سخنرانی استاد خلیلی در مشهد

اگر چه سفر استاد خلیلی به ایران کمی دیر انجام شد ولی به هر حال ماهی را هر وقت که از آب بگیری تازه است.برای این که یک سفر در این سطح برگزار شود باید از هر دو جانب مهمان و میزبان آمادگی هایی وجود داشته باشد و هر دو طرف مایل به انجام سفر باشند.گویا یک بار دعوتنامه ای با امضای سفیر ایران در کابل به برای سفر به ایران به دست ایشان می رسد که مورد موافقت دولت افغانستان قرار نمی گیرد و این بار سعیدلو(معاون رئیس جمهور احمدی نژاد) دعوتنامه ای برای ایشان ارسال می کند و این سفر صورت می گیرد.به هر حال مهم این است که این سفر صورت گرفته و دستاوردهای مثبتی داشته است.مثل لغو ممنوعیت شرکت مهاجرین افغانی در کنکور دانشگاه ها و همچنین اعطای ۳۰۰ هزار ویزای کار به مهاجرین افغانی ساکن ایران بدون سفر به افغانستان و دیگر نتایجی که اعلام خواهد شد.
سفرهایی این چنین در نحوه رفتار مسئولین ایرانی با مهاجرین افغانی تاثیر بسزایی دارد.خود افغانی ها هم احساس می کنند که دیگر آن ملت بی کس و کار گذشته نیستند که نه دولتشان مشخص بود و نه مسئولینشان معلوم.آنها الان مسئولینی دارند که حتی در کشوری دیگر به آنها سر می زنند و در مورد آنها با مقامات کشور میزبان گفتگو و رایزنی می کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 8:40 PM  توسط ع.و.هزاره  |