این روزها قانون احوال شخصیه حسابی روی بورس است.می خواستم پیش تر چیزی در این مورد بنویسم ولی منتظر شدم تا کمی گرد و خاکها فروکش کند و آن وقت من شروع کنم به منبر رفتن!
من نظرات موافقان و مخالفان این قانون از آیت الله محقق کابلی و شیخ آصف گرفته تا معلم عزیز و سیما سمر را خوانده ام و دیده ام و شنیده ام.ولی احساس کردم همه ی این موافقتها و مخالفتها بیشتر سیاسی کاری است و کسی واقعاْ دلش برای زن شیعه نسوخته.
امروز علمدار مخالفت با این قانون معلم عزیز شده است که من نظرم این است که بیشتر در پی یک تصفیه حساب شخصی با محسنی است.حالا نمی خواهم کارها و سخنان محسنی را تایید کنم که به شخصه من هم از این آدم خوشم نمی آید ولی این مسئله کاملاْ شخصی است و هیچ وقت نمی آیم به بهانه یک موضوع دیگر سراغ کینه های چندین ساله بروم.
این قانون به صورت نانوشته سالهاست که در حال اجرا شدن است و زنی هم اعتراض نکرده است.چرا؟چون اصلاْ از اینکه آنها هم به نام زن از حق و حقوقی برخوردارند بی خبرند.
من به جای اینکه دنبال سخنرانی های این موافق و آن مخالف بروم و بدوم،دنبال رسیدن به وضعیتی هستم که لا اقل بتوانیم و بتوانند به زنان محرومی که در هزاره جات و دیگر نقاط افغانستان زندگی می کنند بیاموزیم که از حق و حقوقشان دفاع کنند تا فجیع زندگی نکنند و فجیع نمیرند.هر کسی که کمک کند تا به این وضع برسیم چه معلم عزیز باشد و چه شیخ آصف من دستش را می بوسم.
من نظرات موافقان و مخالفان این قانون از آیت الله محقق کابلی و شیخ آصف گرفته تا معلم عزیز و سیما سمر را خوانده ام و دیده ام و شنیده ام.ولی احساس کردم همه ی این موافقتها و مخالفتها بیشتر سیاسی کاری است و کسی واقعاْ دلش برای زن شیعه نسوخته.
امروز علمدار مخالفت با این قانون معلم عزیز شده است که من نظرم این است که بیشتر در پی یک تصفیه حساب شخصی با محسنی است.حالا نمی خواهم کارها و سخنان محسنی را تایید کنم که به شخصه من هم از این آدم خوشم نمی آید ولی این مسئله کاملاْ شخصی است و هیچ وقت نمی آیم به بهانه یک موضوع دیگر سراغ کینه های چندین ساله بروم.
این قانون به صورت نانوشته سالهاست که در حال اجرا شدن است و زنی هم اعتراض نکرده است.چرا؟چون اصلاْ از اینکه آنها هم به نام زن از حق و حقوقی برخوردارند بی خبرند.
من به جای اینکه دنبال سخنرانی های این موافق و آن مخالف بروم و بدوم،دنبال رسیدن به وضعیتی هستم که لا اقل بتوانیم و بتوانند به زنان محرومی که در هزاره جات و دیگر نقاط افغانستان زندگی می کنند بیاموزیم که از حق و حقوقشان دفاع کنند تا فجیع زندگی نکنند و فجیع نمیرند.هر کسی که کمک کند تا به این وضع برسیم چه معلم عزیز باشد و چه شیخ آصف من دستش را می بوسم.
